محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

259

مناقب مرتضوى ( فارسي )

اصحاب است ، گفت : السّلام عليك يا ابا القاسم و يا محمّد . چون مرد غريب نام حبيب بر زبان راند ، به يك بار ناله و افغان از ميان اصحاب برخاست و او را گريه و شيون در آن انجمن استيلا پذيرفت . امير المؤمنين - كرّم اللّه وجهه - سر برآورده گفت : كيستى كه مصيبت ما را تازه مىگردانى و بر جراحت ما نمك مىافشانى ؟ ظاهرا از اين ملك نيستى و بر فوت آن حضرت اطّلاع ندارى . مدّت يك ماه است كه ماه فلك رسالت در محاق افتاده و دل‌هاى دوستان را بر آتش فراق نهاده . يهودى آه حسرت از سينه بركشيده ، گفت : لمؤلفه : سوختم يكسر در آتشدان درد * آنچه با من كرد غم با كس نكرد كاش مادر سنگ زادى جاى من * جاى شيرم زهر دادى در دهن و چون تو را در 6713224 خ 0 19 خ تورات خواندمى ، نعت محمّدى ديدمى . چون ديدم به ديدارش مشرّف گشتمى . بعد از آن گفت : كسى باشد كه تعريف صورت و سيرت آن سرور نمايد ؟ امير فرمود : از من بشنو . پرسيد : نام تو چيست ؟ فرمود : على . گفت : به تحقيق نام تو را در تورات مسطور يافتم و به درستى كه تويى وصى آن سرور . اكنون صفت حلّيهء مباركش كن . امير فرمود : روى مباركش به مرتبه‌اى روشن بود كه در برابرش آفتاب تيره مىنمود و قد دلپذيرش در غايت اعتدال و سر خير البشر مدوّر و پيشانى گشاده و چشم‌هاى فرخنده‌اش سياه و ابروى دلجويش پيوسته و دندان‌ها از يكديگر گشاده . چون تبسّم نمودى ، نور از لب‌هاى مباركش درخشيدى و كتفين مباركش به جهت كفايت امور خانه چون طحن درشت گشته و شكم ميمونش به پشت همايون ملحق گشته و ما بين [ دو ] 7713224 خ 0 20 خ دوش طاعت كوش او خاتم نبوّت ظاهر و لايح بود و در ميان گوشت و پوست و خونش به قلم قدرت كلمهء لا إله الّا اللّه ، محمّد رسول اللّه نوشته و بر ظاهرش رقم توجّه حيث شئت فلك مصوّر كشيده . چون امير المؤمنين علامات و امارات آن سرور بر اين وجه تقرير فرمود ، يهودى گفت : صدّقت يا على . در تورات من نيز چنين ديده‌ام اما از ملبوسات آن سرور ، جامه [ اى ] باشد كه استشمام رايحه‌اش نمايم ؟ امير المؤمنين به سلمان فرمود كه : رفته ، خرقهء متبرّك آن سرور را بيار . سلمان به در خانه آمده و از سيّدة النّساء شنيد كه در فراق رسول نالان مىگريست و امامين پيش وى نشسته ، در گريه موافقت نموده به مضمون اين بيت تشبّث مىكردند . نظم : اى نور ديده رفتى و ما را گذاشتى * سرگشتگان بىسر و پا را گذاشتى