محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )
257
مناقب مرتضوى ( فارسي )
جواب آن اطّلاع نيابد مگر نبى يا وصى او . امير فرمود : سؤال كن . گفت : يا على ، خبر كن مرا از نرى كه پدر و مادر ندارد و از مادهء بىپدر و مادر و از نرى كه بىپدر به وجود آمده و از رسول كه نه از جن و نه از آتش [ است ] 3713224 خ 0 16 خ نه از ملائكه و نه از بهايم و نه از سباع و از قبرى كه صاحب خود را با خود سير داد و از حيوانى كه اصحاب خود را بيم كرد و از جسمى كه خورد و نياشاميد و از بقعهاى كه ابتداى خلقت او يك نوبت پيش آفتاب بر وى نتافت و ديگر نخواهد تافت و از جمادى كه زنده بزاد و از زنى كه به سه ساعت فرزند از وى متولّد شد و از دو ساكن كه حركت نكنند و از دو متحرّك كه ساكن گردند و از دو دوست كه دشمن نشوند و ديگر خبر كن مرا از شىء و لا شىء و از خوبترين اشيا و از زشتترين اشيا و آنچه اوّل در رحم متعلّق گردد و آنچه در آخر قبر بريزد . چون مضر اين بيست سؤال نمود ، امير به جواب هريك مبادرت فرمود . گفت : اول پرسيدى از نرى كه پدر و مادر ندارد ؛ آن آدم - عليه السّلام - و مادهء بىپدر و مادر حوّا - رضى اللّه عنها - و نرى كه بىپدر آمد ، عيسى - عليه السّلام - است و رسولى كه نه از جن و نه از انس و نه از ملايك و نه از بهايم و نه از سباع بود غرابى است كه حقّ تعالى [ فرمود ] ؛ « فَبَعَثَ اللَّهُ غُراباً يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ » 4713224 خ 0 17 خ و آن قبرى كه صاحب خود را سير داد ، ماهى بود كه يونس - عليه السّلام - را مدّت سى روز در شكم داشت و به اطراف و جوانب بحر سير مىكرد و آن حيوان كه اصحاب خود را بيم كرد ، مورى به طلب رزق بيرون آمده بود با قوم خود . موران بر ستون بالاى سر سليمان مىرفتند . آن مور گفت : واقف باشيد كه خاك بر سر سليمان نريزد و پيغمبر خداى از شما متأذّى نگردد و آن جسمى كه نياشاميد و خورد ، عصاى موسى - عليه السّلام - بود كه سحر ساحران را فرو برد و در شأن او آمد كه : « تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ » 5713224 خ 0 18 خ و بقعهاى كه آفتاب يك نوبت پيش بر آنجا نتافت و نخواهد تافت ، آن درياى نيل بود كه حقّ تعالى از براى قوم موسى شكافته ، قعر آن پديد آورد و آفتاب بر آنجا تافت ؛ چنان كه گرد از قعرش برآمد و بعد از آن گذشتن قوم ، آب برهم ريخته به حال اول بازگشت و آن جمادى كه از وى حيوان متولّد شد ، سنگى بود كه از وى ناقهء صالح - عليه السّلام - بيرون آمد و آن دو ساكن كه متحرّك نگردند آسمان و زمين است و مراد از تحرك انتقال است . از مكانى به مكانى ديگر و ديگران كه ساكن بگردند ، آفتاب و ماه است و آن زنى كه به سه ساعت بزاد ، مريم است كه به يك ساعت حامله شد و يك ساعت بار داشت و ساعت ديگر به درد محاض منجر گشته ، عيسى - عليه السّلام - را بزاد و آن دو دوست كه هرگز دشمن نگردند ، جسم و جاناند و آن دو دشمن كه هرگز دوست نگردند ، موت و حيات و آن شىء ، مؤمن و