محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

208

مناقب مرتضوى ( فارسي )

عزّت ذات تو اگر كلك فكر * نقش نگارد مثلا بر سما به شود آن نقش به انوار مهر * كاينه گردد به جهان از ضيا چرخ چو پيش نظرت آورد * زين همه تمكين كه بوَد مر ترا هم تو شوى شيفته‌اش گاهِ ديد * هم تو به تعظيم بخيزى ز جا مولوى معنوى : اى سرور مردان على ، مستان سلامت مىكند * وى صفدر ميدان على ، مستان سلامت مىكند اى شاه دين ، شاه نجف ، از تو نجف ديده شرف * تو درّى و كعبه صدف ، مستان سلامت مىكنند اى دلبر و دلدار تو ، اى مونس و غمخوار تو * اى محرم اسرار تو ، مستان سلامت مىكنند اى طالب و مطلوب ما ، اى مقصد و مقصود ما * اى عابد و معبود ما ، مستان سلامت مىكنند اى « قل تعالوا » تاج تو ، دوش نبى معراج تو * تاج شهان تاراج تو ، مستان سلامت مىكنند اى نور پاك مصطفى ، با مصطفى در يك عبا * اى مجتبى ، اى مرتضى ، مستان سلامت مىكنند اى مير و شاه محتشم ، در دين و دنيا محترم * بحر سخا ، كان كرم ، مستان سلامت مىكنند اى از همه عصيان برى ، مردان عالم را سرى * علم محمّد را درى ، مستان سلامت مىكنند اندر سما نامت على ، و اندر زمين نامت ولى * در علم و دين تو كاملى ، مستان سلامت مىكنند جان را غلامت مىكنند ، مستى ز جانت مىكنند * جان را فدايت مىكنند ، مستان سلامت مىكنند اى باد صبح مشك‌بوى ، سوى نجف آور تو رو * با آن امام دين بگو ، مستان سلامت مىكنند آن نور اختر را بگو ، آن روى احمر را بگو * آن حىّ حيدر را بگو ، مستان سلامت مىكنند مفتاح دلها را بگو ، مصباح جانها را بگو * آن حوض سقّا را بگو ، مستان سلامت مىكنند با تين و با زيتون بگو ، با قل كفى و نون بگو * با لؤلؤى مكنون بگو ، مستان سلامت مىكنند آن شير يزدان را بگو ، آن مرد ميدان را بگو * آن شاه مردان را بگو ، مستان سلامت مىكنند آن شمع ايمان را بگو ، آن بحر عمّان را بگو * آن جمع قرآن را بگو ، مستان سلامت مىكنند آن آيت اللّه را بگو ، آن قدرت اللّه را بگو * آن حجّت اللّه را بگو ، مستان سلامت مىكنند معشوقِ عاشق را بگو ، آن شاه صادق را بگو * قرآن ناطق را بگو ، مستان سلامت مىكنند با خواجهء قنبر بگو ، با صاحب منبر بگو * با ساقى كوثر بگو ، مستان سلامت مىكنند با قاتل كفّار گو ، با آن دلِ دلدار گو * با حيدر كرّار گو ، مستان سلامت مىكنند با عارف تقدير گو ، با آيت تطهير گو * با شبّر و شبّير گو ، مستان سلامت مىكنند با زين دين عابد بگو ، با نور دين باقر بگو * با جعفر صادق بگو ، مستان سلامت مىكنند هم با تقى گو ، و نقى با سيّدان متّقى * كاى شاه تو نور حقى مستان سلامت مىكنند