محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )
191
مناقب مرتضوى ( فارسي )
سيد المرسلين سه حكمت گفتهاند : حكمت اول آنكه ) نبوّت را قوّت زياده است از ولايت ، ولى بار نبى نتواند كشيد اما نبى بار ولى تواند كشيد . چنانچه شمهاى از اين معنى آن سرور بيان فرمود ؛ حكمت ثانيه آنكه ) آن سرور مدينهء علم بود و امير المؤمنين در آن ، قاعده آن است كه در را بر شهر بنشاند نه شهر را بر در حكمت ؛ ثالثه آنكه ) حق تعالى مىفرمايد : « إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ » 1762224 خ 0 62 خ به مقتضاى اين فرمان ، بتان هيزم دوزخ و آتشافروز جهنم باشند . آن سرور - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - را خاصيتى بود كه دست حقّپرستش به هرچه رسيدى ، آتش را در وى تصرّف نبودى ؛ چنانچه در بعضى روايات آمده كه : « روزى به خانهء سيّدة النّساء ، فاطمة الزّهراء - عليها التّحية و الثّناء - تشريف ارزانى بود . اتفاقا فاطمة الزهراء نان در تنورى بست و از حرارت شرارت نار ، تن مبارك آن جگرگوشهء رسول بر مثال محمومان گرم [ بود ] آن سرور در امداد و اعانت آن فرزند ارجمند بر سبيل موافقت نانى چند به دست مبارك در تنور بست . هر نانى كه فاطمه در تنور بسته بود ، پخته برآمد و هر گرده كه آن سرور در تنور بسته بود ، خام بماند . فاطمه انگشت تحير در دندان تفكر گرفته ، تعجب نمود تا حكمت چيست ؟ جماعتى كه : « هنّ ناقصات العقل 2762224 خ 0 63 خ » در شأن ايشان است ، نان ايشان پخته و نان آن پختهء « ايكم مثلى 3762224 خ 0 64 خ ، « ابيت عند ربّى 4762224 خ 0 65 خ » خام ؛ مشكل واقعهاى است ، آنچه خام پزد پخته و آنچه پخته پزد خام ! آن سرور فرمود : اى نور ديده ، عجب مدار كه اين هم از كمال معجزهء ماست كه آن گردهء نان شرف مساس دست ما يافته . هرچه دست ما آن را بسايد ، آتش بر آن كار نكند . و شاهد ديگر بر صدق اين مدّعا سفره ابو درداست - رضى الله عنه - كه دست مبارك آن سرور يك نوبت به او رسيده بود . هربار كه شوخ 5762224 خ 0 66 خ گشتى آتش افروختى و آن را بر آتش نهادى ، چركهاى وى بسوختى و سفره سفيد و پاك از آتش بيرون آمدى . كذلك اينجا نيز اگر بر دوش امير المؤمنين برآمده به دست مبارك خود بتان را انداختى ، البته از آتش دوزخ مصون و محفوظ ماندى و فرمان : « انّكم و ما تعبدون من دون اللّه حصب جهنّم 6762224 خ 0 67 خ » نافذ نگشتى و نكته در اين باب آن است : نانى كه به دست محمّد مصطفى يك بار مىرسد ، آتش در او تصرّف ندارد . دل بندهء مؤمن كه مدّت پنجاه يا شصت سال در قبضهء قدرت الهى منقلب است كه : « قلب المؤمن بين اصبعين من اصابع الرّحمن يقلّبها كيف يشاء 7762224 خ 0 68 خ » ، اگر از آتش دوزخ مصون و از نار فراق محفوظ ماند چه عجب ! اشارهء دوم آنكه ، كافران هم بت را در خانهء كعبه نهادند و چون شرف اضافهء « أَنْ طَهِّرا