محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

176

مناقب مرتضوى ( فارسي )

بيت چهارم ) دو نواسهء آن حضرت سرور پسران من‌اند از دختر او ؛ پس كيست از شما كه مر او را نصيب باشد همچو نصيب من ؟ معنى بيت پنجم ) واجب گردانيده از جهت من ولايت خود بر شما رسول خدا روز غدير خم . اما آخر مقدّمات مسطوره صاحب روضة الاحباب مىگويد : « صحيح نزد محقّقان اهل سير و تواريخ آن است كه اوّل خديجهء كبرى و على مرتضى ايمان آوردند ، بعد از آن زيد بن حارثه ، آنگاه ابو بكر ، پس بلال - رضى الله عنهم . » و ابن عبد اللّه در كتاب استيعاب روايت كرده كه : « از محمد بن قرظى پرسيدند : اسلام امير المؤمنين على اسبق بود يا اسلام ابو بكر ؟ گفت : سبحان الله ! امير اول بدين دولت مشرّف شد اما رعايت پدر خود كرده در پيش خلق ظاهر نمىكرد ، ابو بكر بعد از وى فايز گشته اظهار اسلام خود نمود . از اين جهت مردم نادان در اشتباه افتادند . » و در مجلّد ثانى حبيب السّير بر سبق اسلام امير المؤمنين حيدر مىگويد : « در بسيارى از كتب معتبره به روايت صحت اثر محرّر گشته كه خير البشر روز دوشنبه مبعوث شد و امير روز سه‌شنبه به مجرّد استماع تصديق نمود . » در صحيح ترمذى از انس بن مالك مروى است كه گفت : « بعثت رسول اللّه يوم الاثنين و صلّى علىّ يوم الثلثا . » يعنى پيغمبر روز دوشنبه مبعوث شد و امير روز سه‌شنبه نماز گزارد . و از ابن عباس مروى است كه گفت : « اوّل من صلّى مع النّبى على بن ابى طالب . » يعنى اول كسى كه با نبى نماز گزارده امير المؤمنين على بوده . و از زيد بن ارقم مروى است كه گفت : « اول من اسلم علىّ . » و در كتاب يواقيت تأليف ابى عمر زاهد از عبد اللّه عبّاس منقول است كه : « امير المؤمنين على را چهار فضيلت است كه هيچ يكى از اهل بيت و صحابهء كبار را از آن فضايل ميسّر نيست . اول آنكه ) نخستين كسى كه با سيّد كاينات نماز گزارده است ؛ دوم ) در تمامى غزوات علم سرور كاينات به دست او بوده ؛ سيوم ) در جميع معارك به تخصيص روز مهراس قدم بر جادهء شكيبايى ثابت داشته ، فرار ننموده ( و يوم المهراس جنگ حنين را گويند ) ؛ چهارم ) سرور انبيا محمّد مصطفى را غسل داد و تكفين نموده و به قبر درآورده . » در سير النّبى تأليف امام سعيد كازرونى و حبيب السّير از عفيف كندى پسر عمّ اشعث بن قيس منقول است كه گفت : « پيش از ظهور اسلام نوبتى جهت طواف بيت اللّه به مكه رفته بودم . روزى در منى نزد عباس نشسته بودم ، ناگاه مردى از نهانخانه كه در آن نزديكى بود بيرون آمده ، در آفتاب نظر كرد . چون ديد از اوسط السّماء ميل كرده ، در نماز ايستاده ؛ بعد از آن هم عورتى از خانه برآمده اقتدا كرد . آنگاه كودكى نزديك به بلوغ رسيده بود از همان‌جا