محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )
89
مناقب مرتضوى ( فارسي )
ترجمه : در دستور الحقايق مسطور است كه : « سبب ورود اين حديث آن بود كه روزى سيد المرسلين امير المؤمنين را درون پيراهن خود درآورد ، چنانچه تن مصطفى با مرتضى يكى شد ؛ به ايما سرّ نبى و ولى مىنمود و در آن حالت حديث مذكور مىفرمود . » و در هدايت السّعداء و بعضى از كتب معتبرهء ديگر چنين به نظر درآمده كه : « روزى امامين پيش سيّد الثقلين حاضر بودند . اعرابى پرسيد : يا رسول الله ، ايشان كيستند ؟ فرمود : پسران من . گفت : پسران على كجايند ؟ فرمود : هم ايشانند . پس امير را در كناره گرفته ، حديث مذكور فرمود . » منقبت : قال النّبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « لا تجمعوا بين اسمى و كنيتى انا ابو القاسم اللّه يعطى و انا اقسم ثمّ رخّص ذلك لعلىّ و بنيه . » ترجمه : در تفسير ثعلبى از ابو هريره مروى است كه رسول گفت : « جمع مكنيد ميان اسم و كنيت من ( يعنى چون يكى از فرزندان خود را نام محمّد نهيد ، كنيتش ابو القاسم مگردانيد و اگر ابو القاسم كنيت كنيد ، نامش محمّد مگردانيد ) كه جمع اين اسم و كنيت از مخصوصات ذات من است كه خداى تعالى عطا مىكند ، من قسمت مىكنم و خداى محمود است من محمّدم . پس بر خلايق روا نبود كه اسم محمّد و كنيت ابو القاسم جمع كند . بعد از آن امير المؤمنين على و فرزندان او را رخصت داد كه امير فرزندان خود را نام محمّد كرد و كنيت ابو القاسم گردانيد . » و در مستدرك حاكم از محمّد حنفيه - رضوان اللّه عليه - چنين مروى است كه : « روزى ميان طلحه و امير المومنين - كرّم اللّه وجهه - منازعت شد . طلحه گفت : تو فرزند خود را نام محمّد كرده و كنيتش ابو القاسم و حال آنكه رسول جمع اين نام و كنيت بر همهء امت حرام گردانيده . امير به يكى از حضّار فرمود : فلان و فلان را حاضر كن . جمعى از اصحاب رسول آمده ، گواهى دادند كه آن سرور به امير و فرزندان او رخصت داده و بر ساير امّت حرام ساخته . » منقبت : قال النّبى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « انّ حلقة باب الجنة من ياقوت حمراء على صفايح الذّهب فاذا دقّت الحلقة على الباب طنّت و قالت : يا على ، يا على . »