ابن المغازلي / الكلابي ( مترجم : سيد جواد مرعشى نجفى )
90
مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) ( بهمراه مناقب كلابى ) ( فارسي )
هنگامى كه از ستيزه با آنان فارغ شد ، به هيچ مردهاى نمىگذشت جز آنكه به من مىفرمود : روى آن كاهو ويانى بگذار ، و بعد چنان نمودار بود كه چيزى را ميگردد و پيدا نمىكند ، پس قيافه و چهرهء او را متغير ديدم كه در آن حال ميگفت : به خدا قسم من دروغ نگفتهام ، و به من دروغ گفته نشده است ، تا به جائى رسيد كه دولاب در آن مكان بود ، و در آن جا آب جمع گرديده بود ، پس در آن وقت مردى در آن مكان بود ، او يك پايش و من هم پاى ديگرش را گرفته و از آن جا بيرون كشيديم ، مردى بود در بازويش موهائى بود كه هنگام كشيدن كشيده مىشد و وقتى كه ترك مىشد جمع مىگرديد ، فرمود : اللَّه اكبر ، اللَّه اكبر ، به خدا قسم من دروغ نگفتهام ، و به من دروغ گفته نشده است ، پس قيافه و چهرهاش به حال نخستين برگشت . ( 1 ) 87 - خبر داد بما قاضى ابو خطاب عبد الرحمن فرزند عبد اللَّه اسكافى شافعى ( رحمت خدا بر او باد ) در واسط به پيش ما آمد نقل كرد بما ابو محمد عبد اللَّه فرزند عبيد اللَّه فرزند يحيى و گفت : نقل نمود بما قاضى ابو عبد اللَّه حسين فرزند اسماعيل محاملى كه نقل نمود بما احمد فرزند محمد فرزند يحيى فرزند سعيد كه نقل كرد بما زيد فرزند حباب كه نقل كرد به من موسى فرزند عبيده كه حديث كرد به من يحيى فرزند شبل از جدش عبد اللَّه فرزند جبير كه از نويسندگان على ( ع ) بود ، گفت : خوارج به پيش ما آمدند و درخواست كردند كه براى ما در حضور على شفاعت كنيد ، كه بگذارد ما با معاويه بجنگيم ، گفت : اين سخن را به على ( ع ) رسانديم ، فرمود : دروغ نگفتهام و دروغ گفته نشدهام ، البته من با آنها جهاد مىنمايم ، گفت : به تحكيم راضى شدند ، فرمود : سخن حقى است كه از آن باطل اراده شده است ، و على با آنها جنگيد ، و آنها را كشته و پراكنده ساخت ، و فرمود : ( مخدج ) ناقص الخلقه را براى من پيدا كنيد و كشتهاش پيدا گرديد ، على ( ع ) پرسيد كه اين را مىشناسيد ؟ مردى گفت : من مىشناسم ، فرمود : با چه او را مىشناسى ؟ گفت