ابن المغازلي / الكلابي ( مترجم : سيد جواد مرعشى نجفى )

226

مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) ( بهمراه مناقب كلابى ) ( فارسي )

وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ ، يعنى خود و فرزندانم را از پرستش اين بتها بدور كن . پروردگارا بتحقيق آنها بيشترى از مردم را گمراه كردند » پيامبر ( ص ) فرمود همان درخواست و دعا به من و على رسيد كه هرگز احدى از ما بر بت سجده نكرده‌ايم پس خدا مرا پيامبر و على را وصى اخذ كرد . « 1 »

--> ( 1 ) در اين آيه مباركه بحث‌هاى گوناگون هست ليكن ما به دو نكته ميخواهيم اشاره كنيم . 1 - اينكه پيامبر ما خواسته حضرت ابراهيم بود ، اينسخن همان منطق قرآن است رَبَّنا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ اى پروردگار ما پيامبرى در ميان آنان از خود آنان برانگيخته كن ، كه بر آنها آيات ترا بخواند و كتاب و حكمت بياموزد و آنها را تزكيه بنمايد زيرا تو توانا و حكيم هستى پس از درخواستهاى حضرت ابراهيم يكى هم برآمدن پيامبر ما بود . 2 - نكته دوم اينكه مراد از عهد امامت است و آن با ملاحظه جمله پيش آيه مباركه روشن مىشود ميفرمايد وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً ، قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ وقتى كه ابراهيم را پروردگار او با كلمات آزمايش نمود و آنها را به اتمام رساند ، گفت : من ترا براى مردم پيشوا قرار خواهم داد ، ابراهيم گفت و از فرزندان من ، خدا فرمود : عهد من به ستمكاران نميرسد ، در اين آيه سخن‌هاى ديگرى است ، و ليكن بحث ما در كلمهء عهد است و آن اين است كه درخواست ابراهيم از خدا براى فرزندانش امامت بود ، اگر مراد از عهد معناى ديگرى باشد جواب خدا با درخواست موافق نميباشد .