ابن المغازلي / الكلابي ( مترجم : سيد جواد مرعشى نجفى )

221

مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) ( بهمراه مناقب كلابى ) ( فارسي )

گفتار خداى متعال « وَ إِذْ « 1 » أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ » س اعراف - 172 « يعنى وقتى كه پروردگار تو از پشتهاى فرزندان آدم نسلهاى آنان را اخذ كرد . » ( 1 ) 319 - خبر داد بما ابو حسن احمد فرزند مظفر عطار كه نقل نمود بما ابو عبد اللَّه

--> ( 1 ) با اين آيه شريفه گروهى از مفسران و علما بر وجود عالم ذر استدلال كرده‌اند : ميگويند خدا پشت آدم را ماليد و فرزندان او را به صورت ذره‌اى بيرون آورد ، عده‌اى را مانند مرواريد سپيد از جانب راست آورده و به آنها گفت : شما با رحمت من به بهشت برويد ، و قسمتى را با صورتى سياه از طرف چپ در آورده و به آنها گفت . بدوزخ برويد ، و باكى ندارم ، و به آنها خطاب نموده و گفت : بدانيد جز من خدائى نيست ، به من شرك مياوريد ، و من پيامبرانى خواهم فرستاد ، و كتابهائى بوسيلهء آنها ميفرستم ، تا عهد مرا بشما ياد بدهند ، چه ميگوئيد ؟ گفتند : ما گواهى ميدهيم كه جز تو خدائى نيست ، گروهى با رغبت اقرار كردند ، و گروه ديگر از ترس اعتراف نمودند و خداى متعال از آنها به اين نحو اقرار و پيمان گرفت . در مقابل گروهى از مفسران و دانشمندان مىگويند اين مطلب درست نيست ، زيرا هم با دليل عقل هم با ظاهر آيه مخالف است اما از نظر دليل عدل اين طور گفته‌اند اين ذره‌ها در حال گرفتن پيمان يا عقل آنان كامل بود و يا نه ، اگر عقلشان كامل نبود خطاب از طرف حكيم بر آنان درست نيست ، و اگر كامل عقل باشند فراموش نمىكنند زيرا عاقل كمتر از آن را فراموش نمىكند ، و علاوه كه اين موضوع مهمى است ، و از ياد فراموش كردنى نيست ، و اما مخالف ظاهر آيه است ، زيرا خداى متعال ( مِنْ بَنِي آدَمَ ) گفت نه ( من آدم ) ( و مِنْ ظُهُورِهِمْ گفت نه ( من ظهره ( و ذُرِّيَّتَهُمْ ) گفت نه ( من ذريته ) همهء ضميرها را با صيغهء جمع آورده است ، پس از اينها معلوم ميگردد كه استفاده اين معنا از اين آيه مباركه و استدلال با او بوجود عالم ذر درست نيست . و آيه مباركه را دو تا معنى كرده‌اند : 1 - مراد اين است كه عده‌اى از فرزندان آدم را بيافريد ، و بر آنها عقل كامل داد ، و ايشان را با زبان پيامبر ( ص ) تكليف كرد ، و بر آنها بيان كرد : آيا من خداى شما نيستم ؟ آنها هم بعد از نظر بر ادله و تحصيل معرفت بر خدا گفتند : آرى ، آنها را بر يك ديگر گواه گرفت كه فرداى قيامت عذر نياورند آن طورى كه ذيل آيه ميگويد . 2 - اين است كه خداى متعال آنها را چنان آفريد كه در خلقت آنان دليلهائى قرار داد كه براى آنها خالقى قادر عالم و توانا و آفريدگارى حكيم است مانند آنكه از آنان گواه گرفت تا نتوانند انكار نمايند ، و آنها در اين بار مانند معترف باشند پس اين آيه بر عالم ذر دلالت ندارد ، و اين منافات ندارد كه با دليل ديگر اگر اثبات شود قبول شود - از مترجم .