ابن المغازلي / الكلابي ( مترجم : سيد جواد مرعشى نجفى )

173

مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) ( بهمراه مناقب كلابى ) ( فارسي )

( 1 ) پس جميع مهاجران و انصار حاضر گرديدند و رسول خدا ( ص ) چون على را آنجا نيافت فرمود : على كجا است ؟ گفتند : اى پيامبر خدا به درد چشم مبتلا است ، پيامبر ( ص ) ابو ذر و سلمان را بدنبال او فرستاد پس على را كه قدرت بر باز كردن چشم نداشت به پيش پيامبر ( ص ) آوردند ، بعد فرمود : خدايا از او درد چشم را دور كن و گرمى و سردى را ببر ، و بر دشمن چيره گردان ، و با او پيروزى ده زيرا او بندهء تو است ، و تو و پيامبرت را دوست ميدارد ، و هرگز فراركننده نيست ، بعد علم را به او داد . حسان بن ثابت از پيامبر خدا ( ص ) اجازه خواست بر اينكه شعرى در اين موضوع گفته باشد ، فرمود : بگو ، شروع كرد ميگفت : على را چشم درد مىكرد و دارو مىجست اما داروئى نيافت ، رسول خدا او را به آب دهن شفا داد ، پس چه فرخنده بيمار و چه مبارك طبيبى و فرمود : فردا علم را به مردى مىدهم پهلوانى چون تيغ بران و دوستدار پيامبر خدا است ، او خداى مرا دوست ميدارد و خدا او را دوست ميدارد ؛ و اين دژهاى نگشودنى را با دست او ميگشايد ، پس على را بدين فخر برگزيد از همهء مردم و او را برادر و وزير خود خواند ابو حسن على فرزند عمر فرزند مهدى دارقطنى حافظ ( خدا او را رحمت كند ) گفت : اين حديث از حديث ابو هارون عبدى از ابو سعيد خدرى غريب است ، و او هم از حديث على فرزند حسن عبدى از او غريب است ، و با اين الفاظ كسى جز قيس فرزند حفص دارمى از او روايت نكرده است . خبر داد بما احمد فرزند محمد فرزند عبد الوهاب فرزند طاوان كه خبر داد بما قاضى ابو فرج احمد فرزند على فرزند جعفر فرزند محمد فرزند معلى خيوطى كه حديث كرد بما ابو عبد اللَّه محمد فرزند حسين فرزند محمد زعفرانى عدل كه نقل كرد بما ابو بكر يحيى فرزند جعفر فرزند ابو طالب كه خبر داد بما على فرزند عاصم كه خبر داد بما سهيل فرزند ابو صالح از پدرش از ابو هريره گفت : پيامبر خدا ( ص )