ابن المغازلي / الكلابي ( مترجم : سيد جواد مرعشى نجفى )

167

مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) ( بهمراه مناقب كلابى ) ( فارسي )

روزى او است ، بعد گفت : خدايا محبوبترين خلق پيش خود را به من برسان ، با من از اين مرغ بخورد ، على عليه السلام وارد شد ، پيامبر ( ص ) گفت : خدايا و بسوى من . اين حديث از اين سند و طريق غريبست . گفتار پيامبر ( ع ) البته امروز علم را به مردى مىدهم . . . تا آخر حديث ( 1 ) 213 - خبر داد بما ابو حسن احمد فرزند مظفر فرزند احمد عطار فقيه شافعى ( خدا او را رحمت كند ) در سال 434 كه خبر داد بما ابو محمد عبد اللَّه فرزند محمد فرزند عثمان مزنى ملقب بابن سقا حافظ ( خدا او را رحمت كند ) كه خبر داد بما ابو خليفة فضل فرزند حباب كه حديث كرد بما ابو وليد كه نقل كرد بما عكرمة فرزند عمار كه حديث كرد بما اياس فرزند سلمة از پدرش كه گفت : بسوى خيبر در آمديم در حالى كه عامر رجز مىخواند و مىگفت : قسم به خدا اگر خدا نبود ما هدايت نمىيافتيم و صدقه نمىكرديم ، و نماز نميخوانديم ، و ما از فضل تو بىنياز نمىبوديم ، پس پاهاى ما را وقتى كه در جنگ با هم برخورد كرديم استوار دار ، و آرامش قلب بر ما عطا فرما ، پيامبر ( ص ) فرمود : اين كيست ؟ گفتند : عامر است ، فرمود : اى عامر گناه تو آمرزيده شد ، و پيامبر خدا ( ص ) در بارهء هيچ مردى طلب آمرزش نمىكرد جز آن چه بشهادت مىرسيد ، عمر گفت : اى پيامبر خدا ( ص ) اگر چند روز بما مهلت مىدادى براى ما مىبودى ( يعنى چند روز مىماند و بشهادت نمىرسيد ) زمانى كه عامر به خيبر آمد ، مرحب از حصار خارج شده و بيرون آمد ، و شمشيرش را بالا برده و پائين مىآورد و رئيس آنان بود ميگفت : اهل خيبر دانسته كه من مرحبم ، مردى با سلاح تمام و وقتى كه آتش جنگ شعله‌ور