ابن المغازلي / الكلابي ( مترجم : سيد جواد مرعشى نجفى )
162
مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) ( بهمراه مناقب كلابى ) ( فارسي )
فرزند عثمان فرزند عبد الرحمن فرزند عبد اللَّه فرزند بديل فرزند ورقاء خزاعى بزار در حران كه نقل كرد بما وهب فرزند بقيه از ابو جعفر سباك از انس بن مالك گفت : برسول خدا ( ص ) مرغ بريانى هديه شد ، و آن را زنى از انصار هديه نمود ، پيامبر خدا ( ص ) وارد شده زن اين مرغ را پيش او گذاشت ، پيامبر ( ص ) گفت : خدايا محبوبترين خلق خود از اولين و آخرين نزد من برسان ، با من از اين مرغ بخورد ، انس گفت پيش خود را گفتم : پروردگارا او را مردى از انصار از خويشان من قرار بده . پس على ( ع ) آمد و در را كوبيد ، من او را برگرداندم ، و گفتم : پيامبر خدا ( ص ) مشغول كار است ، و پيامبر خدا ( ص ) از اين كار آگاه نشد ، و گفت : خدايا محبوبترين خلق پيش خود را از اولين و آخرين بر من برسان از اين مرغ با من بخورد ، گفتم ، خدايا او را مردى از انصار از خويشان من قرار بده ، و على آمد او را رد كردم هنگامى كه بار سوم آمد ، پيامبر خدا « ص » به من فرمود بپاخيز و در را به روى على باز كن به پا خواستم و در را باز كردم ، على آمد با او خورد ، و دعا براى او شد . ( 1 ) 201 - خبر داد بما ابو حسن على فرزند حسين فرزند طيب صوفى واسطى به اين ترتيب كه من بر او خواندم در ماه محرم سال 435 به او گفتم : بشما خبر داد ابو القاسم عبيد اللَّه فرزند احمد فرزند جعفر فرزند محمد صفار گفت : نقل كرد بما قاضى القضاة ابو محمد عبيد اللَّه فرزند احمد فرزند معروف گفت : بر ابو بكر محمد فرزند ابراهيم فرزند نيروز انما طى خواند و من مىشنيدم كه نقل كرد بشما محمد فرزند عمر فرزند نافع كه حديث نمود بما على فرزند حسن كه نقل نمود بما خليد و او فرزند دعلج است از قتاده از انس كه گفت : به پيش پيامبر خدا « ص » مرغ بريانى آوردم ، بسم اللَّه گفت و از او خورد . سپس گفت : خدايا محبوبترين خلق پيش خود و من را نزدم برسان ، گفت : على « ع » آمد و در را زد ، گفتم : تو كيستى ؟ فرمود : على ، گفت : گفتم پيامبر خدا « ص » كار دارد ، گفت : بعد لقمهاى از آن خورد ، سپس مانند اول دعا كرد ،