ابن المغازلي / الكلابي ( مترجم : سيد جواد مرعشى نجفى )
159
مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) ( بهمراه مناقب كلابى ) ( فارسي )
گفت : پيش خودم گفتم : خدايا او را مردى از انصار قرار بده ، گفت على ( ع ) آمد ، و در را آرام كوبيد ، گفتم : اين كيست ؟ در را مىكوبد ، گفت على است ، گفتم پيامبر خدا ( ص ) كار دارد ، برگشت ، گفت به پيش رسول خدا ( ص ) برگشتم ، شنيدم بار دوم مىگويد : خدايا محبوبترين خلق خود نزد تو را به پيش من بفرست تا با من از اين مرغ بخورد ، پيش خود گفتم خدايا او را مردى از انصار قرار بده ، گفت على آمد و در را كوبيد ، گفتم آيا به تو نگفتم پيامبر خدا ( ص ) كار دارد ؟ برگشت ، من بسوى رسول خدا ( ص ) برگشتم ، شنيدم با رسوم مىگويد : خدايا محبوبترين خلق خود نزد تو بسوى من بفرست تا با من از مرغ بخورد ، على ( ع ) آمد و در را بشدت كوبيد ، پيامبر خدا ( ص ) فرمود باز كن ، باز كن ، باز كن ، گفت وقتى كه رسول خدا ( ص ) به او نگاه كرد گفت خدايا بسوى من ، خدايا به طرف من ، خدايا بسوى من ، گفت : على ( ع ) با پيامبر خدا ( ص ) نشست و با او از آن مرغ خورد . ( 1 ) 194 - خبر داد بما محمد فرزند على ( اجازة ) اينكه ابو حفص عمر فرزند احمد فرزند شاهين واعظ نقل كرد به آنها و گفت نقل كرد بما محمد فرزند حسين جواربى كه حديث كرد بما ابراهيم فرزند صدقه كه نقل كرد بما يغنم فرزند سالم كه نقل كرد بما انس و گفت : به پيامبر خدا ( ص ) مرغى هديه آورده شده بود ، و حديث را تا آخر ذكر كرد . ( 2 ) 195 - خبر داد بما ابو طالب محمد فرزند احمد فرزند عثمان بغدادى كه در واسط به پيش ما آمده بود به اين ترتيب كه من بر او قرائت كردم و او اعتراف نمود ، به او گفتم : خبر داد بشما عمر فرزند احمد فرزند شاهين ابو حفص ( اذنا ) كه نقل كرد بما يحيى فرزند محمد فرزند صاعد كه نقل نمود بما ابراهيم فرزند سعيد جوهرى كه نقل كرد بما حسين فرزند محمد كه نقل كرد بما سليمان فرزند قرم از محمد فرزند شعيب از داود فرزند على فرزند عبد اللَّه فرزند عباس از پدرش از جدش ابن عباس كه گفت به پيش پيامبر ( ص ) مرغى آورده شد ، گفت : خدايا مردى را بنزد من