ابن المغازلي / الكلابي ( مترجم : سيد جواد مرعشى نجفى )
147
مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) ( بهمراه مناقب كلابى ) ( فارسي )
آمده و گفت : اى پيامبر خدا بتحقيق خدا برايت سلام مىرساند و ميفرمايد : اندوهگين و غمزده مباش ، اين دو كودك در دنيا و آخرت با فضيلت و آنها در بهشتند ، و فرشتهاى را براى نگهدارى آنان در حال خواب و بيدارى مأمور كردهام ، پيامبر خدا ( ص ) بسيار فرحناك گرديده و در حالى كه جبرئيل از طرف راست و مسلمانان در اطرافش ميرفت ، تا بحظيره بنى نجار وارد گرديده ، و بر فرشتهاى كه بر آنان موكل بود سلام داد . ( 1 ) سپس پيامبر ( ص ) در روى زانو نشست ، در آن هنگام حسن با حسين دست به گردن يك ديگر انداخته و خوابيده بودند ، و اين فرشته يكى از بالهايش را زير آنان قرار داده و ديگرى را بر روى آنها كشيده بود ، و بر تن هر كدام از آنان پيراهنى از مو و يا پشم و مداد در لبهايشان بود ، پيامبر ( ص ) ببوسيدن شروع كرده تا آنكه بيدار شدند ، پيامبر ( ص ) حسن را برداشته و جبرئيل حسين را تا آنكه از حظيره بنى نجار بيرون آمدند . ابن عباس گفت : حسن را طرف راست پيامبر ( ص ) و حسين را طرف چپش يافتم كه پيامبر ( ص ) آنها را ميبوسيد ، و ميگفت : هر كه شما را دوست دارد پيامبر را دوست داشته ، و هر كه شما را دشمن بدارد پيامبر خدا را دشمن داشته است . ابو بكر گفت : اى پيامبر خدا يكى از آنان را به من بده تا بردارم پيامبر خدا ( ص ) به او فرمود : چه خوب سوارى و چه بهتر مركبى كه زير آنها است ، وقتى كه به درب حظيره رسيد ، عمر او را ملاقات كرده و به او مانند آن سخن كه ابو بكر گفته بود گفت : پيامبر خدا ( ص ) گفته او را مانند گفته ابو بكر رد كرد ، و ما در حالى كه حسن به لباس پيامبر خدا ( ص ) چسبيده و به طرف راست او تكيه كرده بوده ديديم ، و دست پيامبر خدا ( ص ) بر سر آن بود ، با همان حال پيامبر ( ص ) وارد مسجد گرديده و فرمود : بدرستى كه امروز اين دو فرزندم را شريف و بزرگ ميگردانم همان طورى كه خدا آنان را بزرگ گردانيده است .