عماد الدين حسن بن علي الطبري

511

مناقب الطاهرين ( فارسي )

عمرو بن هذّاب گفت به ابتدا كه : محمّد بن الفضل از شما چيزها مىگويد كه دلها قبول آن نمىكند . امام رضا عليه السّلام گفت : چه مىگويد ؟ گفت : مىگويد كه شما جملهء زبانها دانيد و به هر لفظى عالم باشيد . امام عليه السّلام گفت : محمّد بن الفضل راست مىگويد . و من وى را خبر دادم . به هر زبانى كه خواهيد - رومى و تركى و هندى و پارسى - بپرسيد . غلامان تركى و رومى و هندى و فارسى به حاضر كردند . با هر يكى سخن مىگفت و جواب مسائل ايشان مىگفت . تا ايشان اقرار آوردند كه وى از ما فصيحتر و عالمتر است به لغات ما . مردم متحيّر شدند و عجب بماندند . پس نظر به ابن هذّاب كرد و گفت : يا بن هذّاب [ ان انا اخبرتك ب ] انّك ستبتلى فى هذه الايّام بدم ذى رحم لك ، كنت مصدّقا ؟ ابن هذّاب گفت : لا يعلم الغيب الّا اللّه . امام عليه السّلام گفت : قال تعالى : « عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً * إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ » . « 1 » و رسول خداى پيش خدا مرتضى بود ، خداى تعالى وى را خبر داد به غيب و ما ذرّيّت اين رسوليم و رسول ما را خبر داد از هر چه بود و از هر چه خواهد بود تا روز قيامت . يا بن هذّاب ، اين كه تو را خبر دادم تا پنج روز ديگر باشد . و اگر نه چنين باشد ، من كذّاب باشم . و اگر راست بود ، فانّك الرادّ على اللّه و على رسوله . دلالت ديگر آنكه عن قريب باشد كه تو پوشيده چشم گردى كه نه كوه بينى و نه دشت . و دلالت ديگر آنكه زود بود كه سوگندى به دروغ بخورى و پيسى پديد آيد تو را كه ابن هذّابى . محمّد بن الفضل گويد كه : جمله چنان بود كه امام عليه السّلام خبر داد . و اين حوادث جمله به ابن هذّاب واقع آمد . و من بعد از اين حالات روى به

--> ( 1 ) - جن ( 72 ) / 26 - 27 .