عماد الدين حسن بن علي الطبري

509

مناقب الطاهرين ( فارسي )

شناختم كه وى مرده است يا زنده . دانم كه هر كسى در اين باب چيزى گويد . امام عليه السّلام گفت : لم يخف علىّ شىء من هذا . سلام ما به دوستان ما به بصره و غير آن برسان و بگو كه من به بصره مىآيم . و لا حول و لا قوّة الّا باللّه . و سلاح و قضيب رسول صلى اللّه عليه و آله و برده و مانند آن بيرون آورد و به من نمود دلالت وصايت و امامت را . و اين از آن سبب كرد كه من گفتم اهل بصره از شيعه براهين اقامت تو از من طلب كنند و من گفتم كه به بصره بعد از وصول تو به سه روز آيم . چون محمّد به بصره آمد ، شيعه حالها از وى پرسيدند . گفت : من پيش موسى بن جعفر بودم پيش از او به يك روز . مرا گفت كه : من بميرم لا محاله . چون مرا در گور كنى و در لحدم نهى ، آنجا اقامت مكن و اين ودايع به مدينه رسان به پسر من علىّ بن موسى عليهما السّلام . و وى وصىّ من و صاحب امامت است بعد از من . و من جمله چنان كردم كه آن حضرت فرمود . امام رضا عليه السّلام سه روز ديگر اينجا باشد . آنچه خواهيد از وى بپرسيد . عمرو بن هذّاب ناصبى بود و راى يزيد « 1 » و اعتزال داشتى . گفت : يا محمّد ، حسن بن محمّد مردى از افاضل اين خانه است - يعنى اهل البيت - در زهد و ورع و علم . و علىّ بن موسى الرضا جوان است و كودك است . و حسن بن محمّد در آن مجلس حاضر بود . گفت : يا عمرو ، مگو چنين ؛ كه علىّ بن موسى الرضا عليهما السلام فاضل جهان است و محمّد بن الفضل مىگويد كه سه روز ديگر اينجا مىرسد . اين برهان عظيم است . و قوم از

--> ( 1 ) - الثاقب / 187 : « و كان ينحو نحو الزّيديّة » پس ظاهرا « زيديّه » صحيح است .