عماد الدين حسن بن علي الطبري
85
مناقب الطاهرين ( فارسي )
كسرا اين حال [ يعنى لرزيدن ايوان را ] با وزرا گفت . ايشان در اين بودند كه خط برسيد به خمود نيران فارس . [ موبدان هم رؤياى خويش را بازگو كرد . كسرا گفت : اين خواب چيست ؟ گفت : حادثهاى است از سوى عرب . ] كسرا به ملك عرب نعمان بن منذر نوشت كه عالمى را به من فرست . عبد المسيح بن عمرو بن بعيله غسّانى را بفرستاد . عبد المسيح گفت : من تعبير اين خوابها ندانم . مرا خالى است سطيح نام به اقصاى شام وى داند . كسرا گفت : پيش وى رو و از وى بپرس و با پيش من آى . چون عبد المسيح آنجا رسيد وى جان مىداد . وى را به قدوم خويش تنبيه كرد . سطيح بر فور جمله بگفت كه براى چه آمدى و جواب گفت كه : آن چهارده شرف چهارده ملوك بود كه از اولاد كسرا بيايند و ملكى كنند از مردان و زنان و رسول عربى ظاهر شد و صاحب هراوه « 1 » جهان بگيرد . و در حال بمرد . عبد المسيح به خدمت كسرا آمد و حالها بازگفت . كسرا گفت : تا چهارده ملوك گذشتن بسيار روزگارها بگذرد . و ده ملوك ايشان به چهار سال بمردند . و باقى ماندند تا به امارت عثمان . « 2 » يهودى به مكّه بود يوسف نام . در شب ولادت رسول ( صلعم ) به خواب ديد كه ستارگان متحرّك مىشدند و مىريختند . گفت : محمّد خاتم الأنبياء در وجود آمد ؛ كه در تورات است كه در زمان خاتم الأنبياء شياطين از آسمان منع كنند . بامداد به نادى « 3 » قريش آمد و گفت : دوش شما را پسرى در وجود آمد ؟ گفتند : آرى عبد المطّلب را پسرى آمد . و گفت : مرا به آنجا
--> ( 1 ) - هراوة : گرز ، چماق كوتاه و كلفت . ( 2 ) - اعلام الورى / 19 - 20 . ( 3 ) - نادى : انجمن .