عماد الدين حسن بن علي الطبري
70
مناقب الطاهرين ( فارسي )
جوار گيريم . اسعد هر روز مىآمد و از آن حضرت معالم دين مىآموخت و نماز در پس رسول ( ص ) مىگزارد . رسول ( ص ) به قبا پانزده روز بماند . ابو بكر آمد و گفت : يا رسول اللّه ، در مدينه رو ؛ كه مردم مشتاق قدوم شريف تواند . رسول ( صلعم ) گفت : تا برادرم علىّ بن ابى طالب برسد كه بفرستادهام تا عيالان مرا بياورد . و پانزدهم روز امير المؤمنين ( ع ) با عيالان پيغمبر ( صلعم ) برسيد و اوس و خزرج بتان مىشكستند . چون امير المؤمنين ( ع ) برسيد ، رسول ( صلعم ) يك روز يا دو روز در آنجا بماند ، پس بر اشتر سوار شد . اوس و خزرج در سلاح شدند و از جوانب رسول ( ص ) مىدويدند . و هر قبيله مىخواستند كه رسول ( ص ) را آنجا فرود آرند و زمام ناقه مىگرفتند . رسول ( ص ) مىفرمود : خلّوا سبيلها : وى را رها كنيد . تا به جلالت و عظمت و تكبير و صلاة مىرفت . چون به بنى سالم رسيد نزديك زوال - و رسول ( ص ) از قبا در روز جمعه بيرون آمد و زوال به بنى سالم رسيده بود - ناقهء رسول ( ص ) به نزديك مسجد ايشان كه پيش از مقدم رسول بنا نهاده بودند فرو خفت . رسول ( صلعم ) فروآمد و نماز گزارد و خطبه كرد . و آن اوّل مسجدى بود كه در وى خطبه كردند در اسلام . و صد مرد با رسول خدا ( ص ) نماز گزاردند در آنجا و روى به بيت المقدس داشت . پس رسول ( ص ) سوار شد و چنين مىگذشت زمام ناقه فروگذاشته تا بدانجا رسيد كه مسجد آن حضرت است و آن مقام مربدى « 1 » بود از آن دو يتيم به سهل و سهيل نام و هر دو در حجر اسعد بن زراره بودند . و اشتر بر در خانهء ابو ايّوب خالد بن يزيد بخفت . و مردم هر كسى استدعا
--> ( 1 ) - مربد : آغل گوسفندان .