عماد الدين حسن بن علي الطبري

421

مناقب الطاهرين ( فارسي )

ايشان را جمع آمد . رسول ( ص ) گفت : فرداى روز قيامت در بهشت رفيق من باشى . ليكن بعد از اين تو مرا نبينى و نه من تو را در دنيا . اعرابى گفت : صدقت يا ابا الحسن . على عليه السلام خرقه‌اى سپيد برداشت و چيزى بر آنجا نوشت و به امام حسن ( ع ) داد و گفت : به وادى عتيق رو و سلام كن بر اهل وى . و خرقه را به وادى درافكن و ساعتى منتظر باش تا چه بينى . آنچه به تو دهد بدين مرد ده . عبد اللّه عبّاس گويد كه : پنهان برفتم چنان كه حسن ( ع ) مرا نمىديد و به وادى رسيد و گفت : السّلام عليكم ايّها السّكّان البررة الاتقياء . انا ابن وصىّ رسول اللّه . انا الحسن بن علىّ سبط رسول اللّه . و انّى وصيّه و رسوله اليكم . و اين خرقه را در وادى انداخت . از وادى من آوازى شنيدم كه مىگفتند : لبّيك لبّيك يا سبط رسول اللّه و ابن البتول و ابن سيّد الاوصياء . سمعنا و اطعنا . گوش دار و صبر كن تا به دو رسانيم . ناگاه من غلامى ديدم كه طاهر شد و من نديده بودم كه از كجا پديد آمد و در دست وى بود زمام ناقه‌اى سرخ و شش ديگر در دنبال وى . غلامى بعد از غلامى بيرون مىآمدند در دست هر يكى قطارى ، تا صد ناقهء سرخ با زمامها و بارها بيرون آمدند . حسن گفت : زمام ناقه بستان با غلامان و برو ؛ يرحمك اللّه . « 1 » و اين جمله معجزات صالح است كه حق تعالى به دست مولانا امير المؤمنين على ( ع ) طاهر گردانيد . و سفينهء نوح سفينهء نجات بود ، و سفينهء

--> ( 1 ) - الثاقب / 133 - 135 .