عماد الدين حسن بن علي الطبري
323
مناقب الطاهرين ( فارسي )
گفت : انت منّى يا فاطمة . سائلى به در حجرهء فاطمه ( عليها السلام ) آمد ، در حال آن قلاده به سائل داد . « 1 » عمر خطّاب از امير المؤمنين عليه السلام خطبت امّ كلثوم كرد . امير المؤمنين بدان تعلّلى مىآورد . عمر گفت : غرضم نه زوجيّت است و ليكن من از رسول عليه السلام شنيدم كه گفت : كلّ سبب و نسب منقطع يوم القيامة ما خلا سببى و نسبى . و كلّ ولد آدم فانّ عصبتهم لابيهم ما خلا ولد فاطمة فانّى انا ابوهم و عصبتهم . « 2 » عن فاطمة بنت الحسين الشّهيد عليه السّلام عن فاطمة الكبرى قالت : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : كلّ بنى امّ ينتمون الى عصبتهم غير ولد فاطمة . فانا ابوهم و عصبتهم . « 3 » عايشه گويد كه : چون فاطمه در پيش رسول شدى ، براى وى بر پاى خاستى و به جاى خويش بنشاندى و بوسه بر سر و روى وى دادى . و عبد اللّه بن مسعود گويد كه : با رسول به غزوهء تبوك مىرفتم ، در راه گفت كه : حق تعالى مرا فرمود كه فاطمه را به على دهم . من بدادم . جبرئيل آمد و گفت : حق تعالى بناى جنّتى بنهاد از لؤلؤ قصبهاى ، ميان هر قصبه تا به قصبه لؤلؤ است از ياقوت سخت كرده به زر ، و سقوف آن از زبرجد سبز و در وى طاقهاى مكلّل به يواقيت . و در آنجا غرفهها بساخت و اناها از زر و درّ و اناها از ياقوت و زبرجد . در آنجا چشمههاى روان كه از نواحى آن برمىآيد . و گرد برگرد آن جمله جويها و بر آن جويها قبّهها زده از و آن در سلسلههاى زر محكم كرده . و در آن بهشت انواع درختان ، و بر هر
--> ( 1 ) - مناقب ابن شهر آشوب 3 / 343 . ( 2 ) - بحار الانوار 25 / 247 . ( 3 ) - بحار الانوار 43 / 228 .