عماد الدين حسن بن علي الطبري

307

مناقب الطاهرين ( فارسي )

و على از خدمت رسول بيرون آمد . رسول سلمان را فرستاد كه با على بگو تا بيايد . سلمان بيامد كه : اجب يا علىّ رسول اللّه . چون على در خدمت رسول ( ص ) آمد گفت : ملكى برسيد كه هرگز به من نيامده بود نسطائيل نام ، به بشارت تزويج فاطمه . ابشر يا علىّ ! فانّ اللّه قد زوّجكها فى السّماء قبل ان ازوجكها فى الارض . و نسطائيل گفت : من موكّلم بر قوائم عرش ، خاص به بشارت آمدم . و جبرئيل به عقب من مىآيد و حكايت آن بتفصيل بگويد . از جابر روايت آمد كه رسول ( ص ) گفت : جبرئيل ( ع ) آمد و گفت اين عقد در آسمان ببستند ، و حريرى سپيد از حريرهاى بهشت در دست من نهاد دو سطر بر آنجا نوشته به نور . من گفتم : چه چيز بر اينجا نوشته است ؟ گفت : نوشته است كه : حق تعالى اطّلاعى بر زمين كرد و تو را برگزيد و رسالت به تو داد . و ثانيا اطّلاع كرد و على را برگزيد و برادر و وزير و صاحب تو گردانيد . و حق تعالى خازن بهشت را فرمود كه بهشت را بياراست و قصور و غرف و منازل بر فراشت . و درخت طوبا را فرمود تا بار برگيرد به انواع حلل و حلى . و حور العين را فرمود تا يس و طه و طواسين و حواميم بخوانند . و بادها را بفرمود تا انواع عطر و طيب در بهشت پراكندند . و بفرمود تا ملائكهء آسمانها در آسمان چهارم حاضر آمدند به نزديك بيت المعمور و منبر كرامت بر در بيت المعمور بنهادند . و آن ، منبرى است كه آدم بر او خطبه كرد چون شرف علم « وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ » « 1 » در پوشيده بود . و راحيل ملكى است كه از او فصيحتر خداى را فرشته‌اى نيست ، بر آنجا رفت و خطبه كرد و خداى تعالى پرستار خويش فاطمه ( عليها السلام ) را به بندهء خويش على ( ع ) داد . حديث سماوى : زوّجت

--> ( 1 ) - بقره ( 2 ) / 31 .