عماد الدين حسن بن علي الطبري

257

مناقب الطاهرين ( فارسي )

فصل فى وصيّة النّبىّ ( صلعم ) امير المؤمنين عليه السلام گويد كه : چون سورهء : « إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ » آمد ، رسول ( ص ) رنجور شد . توقّف نكرد كه بيرون آمد روز پنجشنبه و سر بسته بود به عصابه ، بر منبر رفت و بر آنجا نشست ، رنگ و روى مباركش زرد شده و آب از ديده روان گشته . بلال را بفرمود و بخواند كه در مدينه منادى كند كه به وصيّت رسول ( صلعم ) حاضر شويد كه وصيّتى خواهد كردن و اين آخر وصاياى اوست . جملهء خلق درهاى خانه گشوده و دكّانها در بازار گشوده بىاقفال روى به مسجد نهادند صغير و كبير و مرد و زن . ناگاه مخدّرات هم حاضر شدند تا مسجد پر شد و رسول ( صلعم ) مىگفت : و سعوا لمن وراءكم . چون خلق جمله حاضر شدند و رسول ( ص ) برپا خاست گريان و كلمهء استرجاع بگفت و حمد و ثناى خداى تعالى بگفت و صلوات بر انبيا و بر نفس خويش بفرستاد پس گفت : انا محمّد بن عبد اللّه بن عبد المطّلب بن هاشم بن عبد مناف العربىّ الّذى لا نبىّ بعدى . ايّها النّاس ! و اعلموا انّى نعيت الى نفسى و حان فراقى من الدّنيا و اشتقت الى لقاء ربّى . فوا حزناه على فراق امّتى ! ما ذا يقولون من بعدى ؟ اللّهمّ سلّم !