عماد الدين حسن بن علي الطبري

250

مناقب الطاهرين ( فارسي )

السلام مرا گفت : فرود آى و اينجا نماز كن ؛ كه اين مدينه است مهاجر تو ان شاء اللّه . و به موضعى ديگر فرمود كه : يا رسول الله ، فرود آى و نماز كن ؛ كه مولد عيسى ( ع ) است . و از آنجا به بيت المقدس رسيدم ، ملائكه را ديدم كه از آسمان نزول كرده بودند . مرا سلام كردند با تعظيم بسيار و بشارت به اعزاز و اكرام خداى تعالى مرا تا به در مسجد الاقصى رسيدم . جبرئيل فرمود كه : فرود آى . و خطامى « 1 » كه از حرير بهشت است در اين حلقه بند ؛ كه انبياى سلف بهيمهء خود را در اينجا بستندى . براق را در آنجا بستم . و چون درون شدم ، جملهء انبيا عليهم السلام را آنجا ديدم . تحيّت و سلام بر من كردند و دست من بگرفتند و در محراب بداشتند تا نماز به جماعت بگزاردم و انبيا اقتدا به من كردند . ابراهيم عليه السلام برخاست و حمد و ثناى خداى تعالى بكرد و گفت : حمد و ثناى خداى را كه مرا به خليلى خود برگزيد و مرا ملكى عظيم داد و مرا امّتى قانت كرد و آتش بر من سرد ساخت و سلامت كرد . چون به آسمان دوم رفتم ، آنجا عيسى و زكريّا را ديدم . چون به آسمان سوم رسيدم ، يكى را ديدم به غايت حسن و خوبى . جبرئيل را گفتم : اين كس كيست كه اينجاست ؟ گفت : برادر تو يوسف . و از آنجا به آسمان چهارم رسيدم ، آنجا ادريس را ديدم . و چون به آسمان پنجم رسيدم ، هارون را ديدم آنجا . و چون به آسمان ششم رسيدم ، آنجا موسى را ديدم . و بر آسمان هفتم مردى را ديدم كهل « 2 » بر در بهشت بر كرسى نشسته . پرسيدم : آن كيست ؟ گفت : اين آدم است پدر تو . و اين سه جوى كه مىرود ، اوّل

--> ( 1 ) - خطام : لگام . ( 2 ) - كهل : مرد ميانسال .