عماد الدين حسن بن علي الطبري
241
مناقب الطاهرين ( فارسي )
فصل رسول عليه السّلام امير المؤمنين را به يمن فرستاد و نجران ، براى گرفتن اخماس و صدقات و جزيهء نصارا . عمرو بن شاس اسلمى گويد كه : من با على بودم . به سببى از من برنجيد و مرا جفا گفت . من نيز از وى برنجيدم در نفس خويش . و چون بازآمدم ، شكايت وى در مدينه مىكردم با مردم . روزى رسول عليه السّلام در مسجد بود مرا بديد و گفت : يا عمرو بن شاس ، لقد آذيتنى . پس گفتم : انّا للّه و انّا اليه راجعون . اعوذ باللّه و الاسلام ان اوذى رسول اللّه . فقال : من آذى عليّا ، فقد آذانى . « 1 » حاكم ابو عبد اللّه الحافظ چنين ايراد كرد . و رسول عليه السّلام پيش از اين خالد وليد را به يمن فرستاده بود تا ايشان را به اسلام خواند ، اجابت نكردند . امير المؤمنين عليه السّلام را بفرستاد . چون به نزديك ايشان رسيدند ، استقبال كردند و نماز به جماعت بكرد با ايشان . و پس مردم به يك صف بداشت و نامهء رسول بر ايشان بخواند . قبيلهء همدان به جملگى اسلام آوردند . على عليه السّلام اين حال به رسول نوشت .
--> ( 1 ) - اعلام الورى / 137 .