عماد الدين حسن بن علي الطبري
234
مناقب الطاهرين ( فارسي )
كردند و با هم گفتند كه رسول ( ص ) خبر بايد كردن كه لشكر روم چندين هزار است و ما طاقت ايشان نداريم تا راى وى در اين چيست . عبد اللّه رواحه گفت : اى قوم ، ما حرب نه به كثرت مىكنيم . و انّما قتال ما بدين دين راست است و رسول صدق است كه حق تعالى ما را بدان اكرام كرد . و لشكر اسلام سه هزار مرد جمله به سخن ابن رواحه تصديق كردند . و به دهى از دههاى بلقاء كه نام آن شرف است به لشكر روم رسيدند . و از آنجا لشكر اسلام پناه به مؤته دادند و آن دهى است بالاى احساء . باقر عليه السّلام گفت : آنجا حرب كردند . و پنجاه جراحت به تن جعفر بن ابى طالب رسيده بود . و بيست و پنج از آن جمله بر روى مبارك وى آمده بود . راويان اخبار گويند كه : چون رسول عليه السّلام جعفر بن ابى طالب را به مؤته فرستاد ، وعظ وى بگفت و وصيّت كرد به تقوا و احتياط در كارها و حرمت لشكر داشتن و صبر كردن به كارزار . چون از لشكر وى چند بزرگان را بكشتند ، او رايت به دست گرفت و خويش به كارزار رفت . جبرئيل آمد و گفت : يا رسول اللّه ، جعفر در كارزار است . و به يك روايت او را به كوهى بلند برد و خداى تعالى شعاع چشم وى قوى بكرد تا مىنگريد و معركهء ايشان مىديد . تا آخر جعفر بيرون آمد و حرب مىكرد تا چندان مبارزان را بكشت كه در عدد نيايد ؛ تا ملعونى بيامد و تيغى بزد و دست راست وى بيفكند . او رايت به دست چپ گرفت و حرب مىكرد و مىگفت : لا بأس لمّا قطعت يمينى * مع شمالى و قوىّ دينى ملعونى ديگر درآمد و دست چپ وى بيفكند . وى طمع از جان خود برداشت و دانست كه بىدست قتال نتوان كردن . به روايت ديگر جعفر علم