عماد الدين حسن بن علي الطبري
204
مناقب الطاهرين ( فارسي )
فصل فى غزوة حمراء الاسد « 1 » چون ابو سفيان لعين از احد بازگرديد و به روحا رسيد ، پشيمان شد و لشكر وى ملامت همديگر آغاز كردند و گفتند : آنچه مردان محمّد ( ص ) بودند از شجاعان بكشتيم و محمّد را رها كرديم و زنان ايشان را به اسيرى نياورديم . نيك نبود ما را . ببايد رفتن و استيصال ايشان كردن . اين خبر به رسول ( صلعم ) رسيد . آن حضرت نيز با ضعف كار اسلاميان خواست كه از خويش و قومش اطهار جلادتى و قوّتى كند و ارتهاب عدو با دشمن نمايد كه ما را نيز شوكتى و قوّتى باقى است . رسول ( ص ) بفرمود كه منادى كنند تا مردم حاضر آيند به حرب ابو سفيان و نبايد كه كسى حاضر شود الّا كه ديگرى با ما به احد بوده باشد و اگر چه مجروح باشد . جمعى حاضر شدند و جمله مجروح بودند . هفتاد مرد جمع شدند . و غرض رسول ( ص ) آن بود كه ضعف و قتل وى و اصحابش مشهور نشود و عدو را طن افتد كه اينان را هنوز قوّتى باقى است . از مدينه بيرون رفت و با هفتاد مرد تا به حمراء الاسد برسيد . و از مدينه تا آنجا سه ميل
--> ( 1 ) - بنگريد به : اعلام الورى / 95 ، مغازى واقدى 1 / 334 - 340 .