عماد الدين حسن بن علي الطبري

177

مناقب الطاهرين ( فارسي )

على ( ع ) . ضربت وى در درق « 1 » على ( ع ) گرفت . آن حضرت ضربتى به وى زد دوم كرّت و بكشت . و جمعى گويند كه : عمرو حمله كرد و ضربتى بر امير المؤمنين عليه السّلام زد ، بر درق آمد و ببريد - و امير المؤمنين ( ع ) درق در سر گرفته بود - بر خود آمد و خود را به دونيم كرد و بر سر مبارك آن حضرت آمد و زخمى تمام بكرد . امير المؤمنين ( ع ) به كنار رفت و آن زخم محكم ببست و با حربگاه آمد . و عمرو پنداشت كه امير المؤمنين ( ع ) هلاك شد ، مبارز مىخواست . امير المؤمنين بيامد و گفت : اين ساعت نوبت حملهء من است . عمرو گفت : تو كيستى ؟ گفت : من همانم كه با تو حرب كردم ؛ علىّ بن ابى طالب . عمرو گفت : هرگز گمان نبردم كه كسى ضربتى از من بخورد و بزيد . آن حضرت جواب داد كه : اين ساعت نوبت من است كه حمله آرم . و حمله كرد بر عمرو - و عمرو درق در سر كشيد - شمشير از زير براند و از هر دو رانش يكى بينداخت . آن لعين بيفتاد و به دوزخ رسيد . على ( ع ) سر وى ببريد و ريسمانى در مويش كرده ، كشان‌كشان به لشكرگاه اسلام آورد . زهرى گويد كه : چون آن ملعون اسب بر خندق جهانيد ، رسول ( صلعم ) فرمود : من لهذا الملعون ؟ تا سه كرّت فرمود . كانّ على رءوسهم الطّير هيچ‌كس برنخاست هر سه كرّت الّا امير المؤمنين ( ع ) . بار سوم وى را پيش خواند و عمامهء خويش را بر سر وى نهاد و شمشير خود به وى داد و گفت : امض يا علىّ لشأنك . اللّهمّ اعنه . جابر بن عبد اللّه گفت : من با امير المؤمنين عليه السّلام برفتم تا چه

--> ( 1 ) - درق : سپر چرمى .