عماد الدين حسن بن علي الطبري

149

مناقب الطاهرين ( فارسي )

خويش بيرون آورده بودند . آتش در ايشان افتاد جمله بسوختند . مردم ولايت به سبب آن بيشتر در مذهب يهود آمدند و آتش باز جاى خويش به ميان سنگها رفت . و ايشان را خانه‌اى بود كه آن را احترام كردندى و آوازها از آنجا بيرون آمدى . آن دو عالم گفتند : اى ملك ، اين ديو است شيطانى ، براى فتنهء خلق آمد و اين بانگ مىكند . بفرماى تا اينجا بشكافند . سگى سياه در آنجا ديدند ، در حال بكشتند . حق تعالى ذمّ قوم تبّع كرد و مدح تبّع . و تبّع پيش از محمّد ( صلعم ) بود به هفتصد سال و اين دو بيت انشا كرد در مدح رسول ( صلعم ) : شهدت على احمد انّه * رسول من اللّه بارئ النّسم فلو مدّ عمرى الى دهره * لكنت وزيرا له و ابن عمّ چون از مدينه بيامد عزم مكّه كرد ، خواست كه كعبه خراب كند ، حق تعالى جهان بر وى سياه گردانيد ، چنان كه سه شبانه روز طلوع ماه و آفتاب نبود . وى از آن پشيمان شد و توبه كرد . علما وى را از آن منع كردند ، احرام گرفت و حجّ خانه و زيارت بكرد بعد از آنكه خداى تعالى جهان بر وى سياه گردانيد . و كعبه را جامهء قباطى بپوشانيد . اوّل كسى كه جامهء كعبه را بپوشانيد وى بود . و چند هزار گوسفند بكشت و گاو آنجا قربان كرد و به فقرا و درويشان داد . امّا حكايت ابرهه « 1 » چنان بود كه : از ملوك حمير كه او را زرعه ذو نواس نام بود از يهود بودى . و جماعتى حميريان ملّت وى بودند . و جماعتى از نجران بر حكم انجيل بودند .

--> ( 1 ) - حكايت ابرهه در تفسير ابو الفتوح 12 / 168 - 175 آمده است .