عماد الدين حسن بن علي الطبري
132
مناقب الطاهرين ( فارسي )
ابو بكر بيامد و رسول را خبر داد . رسول عليه السّلام گفت : من « بضع سنين » گفتم . بضع از سه باشد تا نه . برو بر اجل و مال بيفزاى . ابو بكر با پيش ابىّ رفت . ابىّ گفت : مگر ندامت حاصل آمد ؟ ابو بكر گفت : نه ، و لكن اجل و مال زياده كن كه اگر حق با ما شد بستانيم و اگر با شما بود بدهيم . اجل به هفت سال كردند و مال به صد اشتر . تا روزى ابىّ گفت كه : من مىترسم كه تو از مكّه به روى . كفيلى پديد كن تا اگر تو غايب باشى من وى را بگيرم . ابو بكر پسر خود عبد اللّه بن ابى بكر را به ضامن و كفيل خويش كرد . تا چون روز احد بود ابىّ بن خلف عزم كرد كه به لشكر رود ، عبد اللّه بيامد و گفت : لا و اللّه نگذارم كه به روى تا ضامن مكّى پديد كنى . ابىّ يكى را به ضامن خويش كرد و به احد رفت و با رسول مبارزت كرد . رسول عليه السّلام زخمى محكم و وجيع بر وى زد . همچنان با مكّه آمد و به دوزخ شد و بمرد . و روميان بر فارسيان غلبه كردند . و اين غلبه پس از هفتم سال بود از مناحيهء ايشان . و مناحيه مراهنه بود . و روز حديبيّه روميان بر فارسيان غلبه كردند . چون خبر به رسول عليه السّلام آمد خرّم شد و مؤمنان خرّم شدند . ابو بكر برفت و مال خطر « 1 » از ذرّيّت ابىّ بن خلف جمحى بستاند و پيش رسول آورد . رسول عليه السّلام گفت : آن را به صدقه بده . ابو بكر اشتران را به صدقه بداد . و روز حديبيّه خبر مرگ كسرا به رسول رسيد خرّم شد و مؤمنان خرّم شدند . و روز بروز عدد اسلاميان در تزايد است و عدد اعدا در تناقص . « 2 »
--> ( 1 ) - مال خطر : مالى است كه مورد رهان قرار گرفته باشد . ( 2 ) - بنگريد به : تفسير القرطبى 14 / 2 - 5 .