عماد الدين حسن بن علي الطبري

128

مناقب الطاهرين ( فارسي )

باقر عليه السّلام گويد كه : چون رسول ( ص ) به غار رفت ، على عليه السلام خائف بود براى رسول ( ص ) . به طلب رفت به عقب آن حضرت تا به كوه ثبير رسيد ، بر بالاى آن شد . رسول ( صلعم ) بر كوه حرا بود ، امير المؤمنين عليه السّلام را بديد گفت : ما لك يا علىّ ؟ على عليه السلام تفديه كرد به آب و ام گفت : خشيت ان يغتالك المشركون . رسول فرمود : ناولنى يدك . آن كوه از جاى برخاست و نزديك رسول ( ص ) شد تا على عليه السلام به يك بار به رسول رسيد ، چنان كه قدم بر كوه ثبير بود و دست در دست رسول ( ص ) . و در حال كوه ثبير به مقرّ خويش رفت . « 1 » ابو بكر گويد كه : در غار من آواز قريش مىشنيدم . ترسيدم و گفتم : يا رسول اللّه ، اگر بدانند كه ما اينجاييم ، مرا و تو را بكشند . رسول ( صلعم ) پاى بر كنار غار زد ، دريايى پديد آمد در وى گشتيهاى زر و سيم و جعفر بن ابى طالب طيّار رضى اللّه عنهما در آن كشتى نشسته . رسول ( صلعم ) فرمود كه : اگر ايشان از آن راه درآيند ، ما از اين راه در كشتى رويم . و كشتى به من نزديك بود . « 2 » معجزات رسول ( صلعم ) در احياى موتى : مشهور است كه : پيغمبر ( ص ) امير المؤمنين ( ع ) را با قريش بفرستاد تا هر مرده كه ايشان گويند زنده شود باذن اللّه تعالى - چون از معجزهء عيسى طلب كردند در مكّه - و مردگان زنده شدند . « 3 » و همچنين رسول در مدينه روزى ذكر لحم كرد و اشتهاى آن حضرت

--> ( 1 ) - الثاقب فى المناقب / 93 ، بصائر الدرجات / 427 . ( 2 ) - الثاقب فى المناقب / 93 . ( 3 ) - الثاقب فى المناقب / 94 .