ابن أبي الدنيا ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
43
مقتل الإمام أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( فارسي )
خارجة ، از حصين ، از هلال بن يساف براى ما حديث كرد كه مىگفته است : على عليه السّلام همواره پيش از نماز صبح بيرون مىآمد و با صداى بلند مىفرمود نماز نماز در آن شب در همان حال آن دو مرد قصد جان او كردند و يكى از ايشان با شمشير ضربتى بر او زد و بيرون رفت ، ابن نبّاح او را تعقيب كرد ولى همينكه از مسجد بيرون رفت آن مرد با شمشير بر ابن نباح حمله كرد و ابن نباح از پيش او گريخت و برگشت ولى آن مرد ديگر را گرفتند ، در اين هنگام مردم مىگفتند بر على باكى نمىبينيم ، ابن ملجم گفت همانا دو ماه همه روزه شمشير خود را آب زهر دادهام و اگر آن ضربت را ميان همه اعراب پخش كنم همه را نابود مىسازد . در اين هنگام گروهى از بانوان شروع به گريستن كردند و گروهى ديگر مىگفتند او را باكى نيست ، ابن ملجم كه نفرين خدا بر او باد گفت گويا بر من گريه مىكنيد ؟ ( 1 ) 3 - حسين از عبد اللّه ، از يوسف بن موسى ، از عبيد اللّه بن موسى ، از حسن بن دينار براى ما حديث كرد كه حسن بصرى مىگفته است على عليه السّلام آن شب بيدار ماند و مىفرمود اگر امشب را به سحرگاه برسانم كشته خواهم شد . « 1 »
--> على عليه السّلام در كتاب الفضائل ص 41 چاپ قم و محب طبرى به نقل از مناقب احمد حنبل در بخش فضائل على عليه السّلام در ص 323 ج 2 رياض النضره و حافظ عيسى بن على وزير از عبد اللّه بن محمد بغوى نقل كرده است و ابن عساكر هم در ص 358 ج 3 تاريخ دمشق چاپ دوم به شماره 1414 نقل كرده است . و آنگاه متن حديث را آوردهاند كه براى آگهى بيشتر مىتوان به پابرگ صفحه 28 متن عربى مراجعه كرد . ( 1 ) . اين گفتار امير المؤمنين عليه السّلام هم يكى از دلايل آگاهى آن حضرت از هنگام شهادت خود است .