ابن أبي الدنيا ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

39

مقتل الإمام أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( فارسي )

مكه گرد آمدند و عهد و پيمان بستند كه بايد على بن ابى طالب و معاوية بن ابى سفيان و عمرو عاص را بكشند و مردم را از آنان آسوده گردانند ، آن سه تن عبارتند از ، عبد الرحمن بن ملجم مرادى كه اصل او از قبيله حمير و در شماره عشيره مراد و هم سوگند خاندان جبله از قبيله كنده بود ، دو ديگر برك بن عبد اللّه و سه ديگر عمرو بن بكير كه از قبيله تميم بودند . ( 1 ) عبد الرحمن بن ملجم گفت من براى شما كشتن على بن ابى طالب را بر عهده مىگيرم ، برك گفت من براى شما كشتن معاويه را عهده دار مىشوم ، عمرو بن بكير گفت من براى شما عمرو عاص را بسنده خواهم بود . آنان بر اين كار پيمان بستند و ميان خود عهد استوار كردند كه هيچ‌يك از آنان از تعهد خود دربارهء كشتن كسى كه نام برده است بازنگردد و آهنگ آن شخص كند تا او را بكشد يا خود در آن راه كشته شود . آنان شب هفدهم ماه رمضان را براى انجام مقصود خود برگزيدند و سپس هر يك از ايشان به سوى شهرى كه شخص مورد نظرش در آن بود حركت كرد . « 1 » ( 2 ) عبد الرحمن بن ملجم به كوفه آمد و ياران خود از خوارج را ديدار كرد و نيت و هدف خود را از آنان پوشيده داشت ، عبد الرحمن به ديدار ايشان مىرفت و آنان هم به ديدار او مىآمدند ، روزى ضمن ديدار با تنى چند از قبيله تيم الرباب زنى از ايشان را كه نامش قطام و دختر شجنة بن عدى بن

--> ( 1 ) . نه تنها در روايت ابن سعد كه در روايت بسيارى ديگر از اهل سنت همين شب هفدهم آمده است ، ولى در روايت اهل بيت و اخبار شيعيان شب نوزدهم رمضان بوده است .