ابن أبي الدنيا ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

104

مقتل الإمام أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( فارسي )

خوك آزاد بگذاريد . ( 1 ) در اين هنگام عبد اللّه بن جعفر ابن ملجم را گرفت نخست دست و پاى او را بريد و سپس با ميخى آهنين بر چشمهايش ميل كشيد ، ابن ملجم شروع به گفتن اين جمله كرد كه تو با ميل گداخته بر چشم عموى خود ميل مىكشى ، آنگاه كوشش كردند كه زبانش را ببرند ، ابن ملجم كه پيش از آن بىتابى نكرده بود بىتابى كرد ، او را گفتند اى دشمن خدا دستها و پاهايت را بريديم و بر ديدگانت ميل كشيديم بىتابى نكردى اينك كه آهنگ بريدن زبانت را داريم بىتابى مىكنى ؟ گفت به خدا سوگند از بريدن زبانم بىتابى نمىكنم ، از اين بىتابى مىكنم كه به اندازه يك بار شير دوشيدن - اندكى - در دنيا باشم و نتوانم در آن مدت با زبان ذكر خدا را گويم ، زبانش را بريدند و سپس او را در حالى كه زنده بود سوزاندند . ( 2 ) عمران بن حطّان خارجى در اين باره چنين سروده است : « انى لا ذكره حينا فاحسبه * او فى البرية عند اللّه ميزانا » « يا ضربة من تقى ما أراد بها * الا ليبلغ من ذى العرش رضوانا » « همانا كه هرگاه او را ياد مىكنم چنين مىپندارمش كه ترازوى او در پيشگاه خدا از همه پرتر و برتر است ، خوشا ضربه آن پرهيزكار كه با آن چيزى جز رسيدن به رضوان پروردگار عرش را اراده نكرد » . « 1 »

--> ( 1 ) . عمران بن حطان از سران شاخه صفريه خوارج و به گفته جاحظ و مبرد از سخنوران و شاعران و فقيهان ايشان بوده است ، ابن حجر عسقلانى در الاصابه مرگ او را به سال 84 هجرى نوشته است ، هيچ‌كس از قدما همچون ابو العباس مبرد در جلد سوم « الكامل » چاپ محمد