ابن أبي الدنيا ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

100

مقتل الإمام أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( فارسي )

كه مبادا اين ستيز و دشمنى را ميان ما و برادران هاشمى ما پديد آورى ، حجاج گفت در اين باره از چه چيزى مىترسى ؟ بيم آن دارى كه پس از مرگت به جستجوى پيكرت پردازند و آن را بيرون آورند ؟ فرمان بده ترا در جايى به خاك بسپرند كه كسى نداند كجاست ، ابن ام الحكم گفت به خدا سوگند به اين موضوع هيچ اهميت نمىدهم كه جسد من يا جسد ديگرى باشد ولى هنگامى كه شناخته شود و براى تحقير بگويند اين پيكر فلانى است كار دشوار خواهد بود . ( 1 ) حجاج دستور داد همان روز چند گور حفر كردند سپس دستور داد شبانه پيكر على عليه السّلام را بر شترى بار كردند و در حالى كه پاره‌هايى از آن در حال فروپاشى و جدا شدن بود در جاى ديگرى كه هيچ‌كس نداند به خاك سپرده شد . « 1 »

--> ابى سفيان است به ابن حكم مشهور است از اميران ناستوده اموى است كه پس از مرگ زياد بن أبيه به فرمان دايى خود معاويه به حكومت كوفه گماشته شد و مردم به سبب بدرفتارىهاى او بر او شوريدند و او را از كوفه بيرون كردند ، معاويه او را به حكومت مصر فرستاد ، معاوية بن خديج او را به مصر راه نداد ، معاويه او را به حكومت جزيره گماشت ، براى آگهى بيشتر به شماره 6218 الاصابة ابن حجر عسقلانى و ص 84 ج 3 الاعلام زركلى مراجعه فرماييد - م . ( 1 ) . اين روايت كه از شعبى است در خور اعتنا نيست ، خطيب بغدادى در ص 137 ج 1 تاريخ بغداد با سندى ديگر و به گونه ديگرى اين موضوع را نقل كرده است كه ابن عساكر هم از خطيب گرفته و به شماره 1436 در بخش ترجمه على عليه السّلام ص 375 ج 3 چاپ دوم تاريخ دمشق آورده است . آنچه در خور اهميت است و مورد اختلاف ميان شيعه و سنى نيست پوشيده بودن آرامگاه آن حضرت از مردم است و بديهى است در اين صورت گفتار افراد خاندان امير مؤمنان