أبي الفرج الأصفهاني ( مترجم : جواد فاضل )

66

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي )

( 1 ) ترا تنها نخواهم گذاشت . در خدمتش مانديم . شاه بن مكيال با نيروى عظيم خود از راه رسيد . لشكرش مجهز و مسلح و منتظم بود . نبرد با چنين لشكر از حدود طاقت ما بيرون بود . ترس شديدى بدلهاى ما دويد . على بن زيد اين جزع و اضطراب را در چهره‌هاى ما احساس كرد . فرمود : - بايستيد بنگريد من چه مىكنم . ايستاديم و چشم به او دوختيم . او يكباره دست به قائمه شمشير برد و تيغ صيقل‌خورده‌ى خود را از غلاف بدر كشيد و بعد به مركب خود مهميز زد . تك و تنها خود را بر صفوف دشمن كوبيد . صف‌ها را يكى پس از ديگرى مىشكافت همچنان پيش رفت تا از آخرين صف سر بر آورد در پشت لشكرگاه شاه بن مكيال تپه‌ى بلندى قرار داشت . ما على بن زيد را بر پشت آن تل بلند ميديديم . اين بار از پشت سر بدشمن حمله آورد صفوف آنان را صف پشت صف مىشكافت . مردم به او كوچه ميدادند و او اسب ميراند تا به