أبي الفرج الأصفهاني ( مترجم : جواد فاضل )

39

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي )

( 1 ) محاصره قرار داد . يك نفر عرب فرياد كشيد : - اى مرد ! فريبت داده‌اند ، هم اكنون سواران سلطان دارند ميرسند يحيى بيدرنگ بر پشت اسبش پريد و بر عبد اللّه بن محمود حمله كرد و با يك ضرب شمشير كه بر چهره‌اش فرود آورد او را از پيش خود راند . عبد اللّه بن محمود پشت به معركه كرد و فرار را برقرار اختيار كرد . سپاهش هم تاب مقاومت نياوردند و پراكنده شدند . يحيى بن عمرو كه دشمن را عقب رانده بود بسوى اصحاب خود بازگشت ، ساعتى پهلوى آنان نشست و بعد از آنجا بسوى وازار عزيمت كرد ، لشكرش در آنجا اردو زده بودند . يحيى بن عمر در وازار هم نماند ، با سپاهش از آنجا بسوى « جنلا » كوچ داد . اين گزارش بغداد را به هيجان انداخت . محمد بن عبد الله بن طاهر پسر عم خود حسين بن اسماعيل را با گروهى از سرداران مانند خالد بن عمران و ابو السنا الفنوى