أبي الفرج الأصفهاني ( مترجم : جواد فاضل )

22

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي )

( 1 ) نگهبانان اين دو مرد علوى كه بنام راهنما و بدرقه‌ى راه همراهشان بودند بدنبال صاحب بريد آهسته آهسته بسوى واسط ميرفتند . ناگهان در ميان راه با گروهى از مأمورين امنيت برخورند . مأمورين امنيت جلوى اين كاروان را كه بسوى واسط ميرفت گرفتند . چنين گفتند . - جلوى ما را نگيرند ، ما از افراد ابو الساج والى بحرين هستيم و براى مأموريت مهمى اكنون به واسط ميرويم . احمد و يونس و اصحابشان اين سخن را شنيدند و به حقيقت اين توطئه پىبردند . اين قوم كه از اهواز تا اين جا در خواب عقلت بسر ميبردند يكباره بيدار شدند و به فكر فرار افتادند . احمد بن عيسى به نگهبانان گفت : - اكنون وقت نماز رسيده است ، بايد وضو بسازيم تا نماز بگذاريم ، ما را پياده كنيد نگهبانان كه هنوز خيال مىكردند اسيرانشان از جريان امر بىخبرند با خيال راحت در زورق آرميدند . قايقرانان بسوى ساحل پارو زدند و در گوشه‌ى نخلستان لنگر انداختند .