أبي الفرج الأصفهاني ( مترجم : جواد فاضل )
20
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي )
( 1 ) صاحب بريد گشود و گفت : - اين مرد از شيعهى تست . احمد بن عيسى فريب خورده و اجازت داد كه او را به محفلش راه دهند . صاحب بريد به محفل احمد بن عيسى راه يافت در اين هنگام ادريس بن عبد اللّه و مرديكه روزگارى منشى ابراهيم بن عبد اللّه بود در آن محفل حضور داشتند . صاحب بريد ابتدا دست احمد بن عيسى و بعد دست يونس بن عبد اللّه را بوسيد ، و در كنارشان نشست . صاحب بريد بدين وسيله با احمد بن عيسى آشنا شد و برايش - هديههاى فراوان ميفرستاد حتى دو كنيز زيبا هم به خدمت احمد و ادريس هديه كرد . احمد بن عيسى و ادريس بن عبد اللّه نسبت به اين مرد اعتماد كردند دعوتش را پذيرفتند ، بر سر سفرهاش نشستند . از خوردنى و نوشيدنىهايش خوردند و نوشيدند . وقتى صاحب بريد اطمينان يافت كه اين دو صيد وحشى را رام كرد گفت : - اهواز جاى خوبى نيست ، اين دهكده كه اكنون جاى ماست جاى ننك و ناراحتى است . با من بيائيد تا شما را بمصر و افريقا ببرم ، در آنجا مردم از من سخن ميشنوند و دعوت مرا مىپذيرند .