أبي الفرج الأصفهاني ( مترجم : جواد فاضل )

91

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي )

( 1 ) گفتم نه . - ميخواهم خانه‌هاى شما را ويران كنم . قلب‌هاى شما را بترسانم . نخلستانهاى شما را زير و رو كنم و درخت‌هاى شما را از ساقه قطع كنم . شما را بيچاره وار تحت نظر بگيرم . اجازه ندهم كه هيچ حجازى هيچ عراقى به شما نزديك شوند . زيرا ممكن است اين تماس‌ها مايه‌ى فساد گردد . امام صادق فرمود : من گفتم يا امير المؤمنين خداوند به سليمان حشمت اللَّه نعمت و دولت عطا كرد و او در برابر نعماى الاهى شكر گذاشت و ايوب پيغمبر به بلا مبتلا شد و بر رنج فقر و مرض صبر كرد . تو از نسل پيامبران هستى . بايد صبر و شكر هميشه پيشه‌ى تو باشند . منصور لبخندى زد و گفت : - دوباره بگو به‌بينم . اين سخن را تكرار كردم . گفت : - مانند تو شايسته است كه پيشواى قبيله‌ى باشد شما را بخشيدم و از گناه مردم بصره همه بخاطر شما درگذشتم هم اكنون بنشين و براى من حديثى از پدران گرامى خود بگوى . از آن احاديث كه مصدر روايتش رسول اللَّه است .