أبي الفرج الأصفهاني ( مترجم : جواد فاضل )
88
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي )
( 1 ) با هم به گوشهاى رفتيم . او دست توى توبره كرد . گوشتهاى چهرهاش از ناراحتى اعصابش لرزش داشت سر ابراهيم بود كه توى توبرهاش پنهان بود . گفتم واى بر تو چطور شناختىاش . - چه ميدانم ديدم تبرى به او اصابت كرد و او از اسب فرو غلطيد . اصحابش دورش را گرفتند و دست و پايش را مىبوسيدند . از محبوبيت او ميان اصحابش فهميدم كه ابراهيم بن عبد اللَّه همين است . بعد خودم را به كنارى كشيدم ولى در عين حال مصرع ابراهيم را از نظر دور نميداشتم . اصحاب او مىجنگيدند و كشتار ميدادند اصحاب او بىباكانه خود را به مرگ ميزدند . پيدا بود كه ديگر زندگانى را دوست نميدارند . بالاخره پيروانش كشته شدند . آن محيط خلوت شد . من از خفاگاه خودم بدر آمدم و بسراغش رفتم و سر از پيكرش برداشتم . ابراهيم بن عبد اللَّه در ماه رمضان سال صد و چهل و پنج هجرت قيام كرد و در ذى الحجه همان سال به شهادت رسيد . شعار اصحاب ابراهيم هم مانند اصحاب برادرش محمد « احد