أبي الفرج الأصفهاني ( مترجم : جواد فاضل )
69
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي )
( 1 ) ولى ابراهيم قبول نكرد . از اصحاب خود پرسيد : - اين اسب به چند ميارزد ؟ گفته شد : - به دو هزار و پانصد درهم . دستور فرمود به اين مرد اسير دو هزار درهم پرداختند و اسب را از وى خريدند . و در آن روز كه خود ميخواست بجنگ منصور برود محمد بن يزيد را آزاد ساخت و قيمت اسب را هم به او پرداخت . شبيه كه منشى مسعود موريانى بود ميگويد : - گروهى از پيروان مذهب « زيديه » پيش من آمدند و گفتند : - از مال ظلمه « يعنى موريانىها ) هر چه دارى تسليم كن . گفتم : - مرا پيش ابراهيم ببريد . به خدمت ابراهيم رفتيم . آثار كراهت در چهرهاش آشكار بود . قسمم داد . من هم قسم خوردم كه از مال موريانىها دينارى ندارم دستور فرمود آزادم كنند .