أبي الفرج الأصفهاني ( مترجم : جواد فاضل )
55
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي )
( 1 ) بنام « دارقطن » ( نزديك جندىشاپور ) چند دستگاه كشتى تهيه كرد و شبانه باردوى خازم رسانيد . و بدين ترتيب نيروى خازم بن خزيمه از شط دجيل گذشتند . سپيده دميد . على بن سويد مىگويد : وقتى روز روشن شد مغيره خود را در برابر دشمن يافت . آن روز يكشنبه بود . باد مخالف بر اردوى دشمن ميوزيد . صفوف ما آراسته شد . ناگهان باد از طرف دشمن به طرف ما دامن كشيد . خازم بن ابى حزيمه لشكر خود را آراست و مغيره هم در مقابل به صف آرائى پرداخت . عصب بن قاسم را بر ميمنهى سپاه و ترجمان بن هريمه را بر ميسره گماشت و خود در قلب سپاه ايستاد . در اين هنگام عقابى بال كشان بر بالاى سر ما پرواز كرد و قار قار منكر خود را براى ما سر داد . من اين پيش آمد را بفال بد گرفتم . عمر بن ضحاك ميگويد . خازم بن خزيمه هر چند پى گشتى گشت كشتى بدست نياورد . بالاخره بدستههاى نى را بهم بست و نفرات خود را روى آن