أبي الفرج الأصفهاني ( مترجم : جواد فاضل )
52
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي )
( 1 ) آورد و بوسيلهى اين ذخيره هنگفت تجهيزات نظامى تهيه ديد و نيروى خود را تقويت كرد . و ماليات را پنجاه پنجاه تعيين فرمود . مردم از اين طرز ماليات خوشنود بودند مىگفتند خمسون و الجنة حكم بن بندويه مىگويد : مغيره بن فزع « فررز هم مىگفتند » از طرف ابراهيم والى اهواز شده بود . والى اهواز از طرف ابو جعفر منصور محمد حصين بود . دو فرسنگ مانده به اهواز . در كنار نهرى كه از شهر « فرخ » مىگذشت اين دو حريف همديگر را دريافتند . مغيره بر محمد بن حصين حمله كرد و او را تا « اهواز » عقب راند . محمد به اهواز رفت و مغيره هم همچنان تعقيبش مىكرد تا بالاخره به « صيارفه » رسيدند . در اين هنگام مغيره به مسجد رفت . و بر منبر نشست . طرفداران محمد بن حصين ويرا هدف تير قرار دادند . او از منبر فرود آمد و از نو به جنگ پرداخت و محمد بن حصين را تا در خانهاش و از آنجا تا دم پل تار و مار ساخت . ابن حصين از دست مغيره شكست خورد . به پل هندوان رسيد . در آنجا ايستاد و پسرش حكم را دستور داد كه با مغيره به جنگند . بالاخره شب رسيد و محمد بن حصين از دست مغيره در هم شكست و نيرويش پراكنده شدند .