أبي الفرج الأصفهاني ( مترجم : جواد فاضل )
47
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي )
( 1 ) گوشمان . اين صدا چند دفعه پس از مغرب به گوش ما رسيد . و بدنبال اين تكبير باز هم صداها بتكبير بلند شد . ابراهيم و پيروانش از خفاگاه خود بدر آمدند و تكبير گويان پيش ميرفتند تا به مقبرهى « بنى يشكر » رسيدند . در آنجا نى ميفروختند . پيروان ابراهيم چهار سوى اين مقبره را فرا گرفتند و بعد دستههاى نى را آتش زدند . شعلههاى آتش سراسر آن مقبره را روشن ساخت . اين وعدهاى بود كه ابراهيم با اصحاب خود داشت . هر دسته از اصحاب و ياران او كه ميآمدند اللَّه اكبر ميگفتند . بالاخره جمع آنان تكميل شد . آنگاه به سمت دار الاماره يورش بردند . در اين وقت پاسى از شب گذشته بود . نصر بن قديد روايت مىكند : ابراهيم بن عبد اللَّه شب دوشنبه غرهى ماه مبارك رمضان سال صد و چهل و پنجم هجرت قيام كرد . با چهار نفر سوار بقبائل بنى يشكر رفت . در آنجا عبد اللَّه بن يحيى رقاشى به دو پيوست .