أبي الفرج الأصفهاني ( مترجم : جواد فاضل )

37

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي )

( 1 ) ترس دشمنان خود سرگردان است و كيفر مردم ترسناك نيز جز اين نيست . هر چند كه مرگ براى او آسايشى آيديست . مرگ . آن مرگ كه بر بندگان خدا حتمى و قطعى است . ابن مسعده مىگويد كه عبد اللَّه نام خود را نيز زير اين شعرها نوشت و بعد ما از آنجا به « منصوره عزيمت كرديم و چون در آنجا وسيله زندگى بدست نياورديم به قندهار رخت كشيديم . من قندهار را قلعه‌اى تسخير ناپذير شمرده بودم و گمان داشتم كه به آنجا پاى كسى نخواهد رسيد . اقوامى كه در قندهار ديده بوديم كه همچنان بروش جاهليت زندگى مىكردند مثلا يك نفر دنبال خرگوشى ميدويد و آن خرگوش هراسان به سايه‌ى خانه‌ى ديگرى پناه ميبرد . اينجا بود كه ميان صياد خرگوش و صاحب خانه جنگ در مىگرفت . صاحب خانه شمشير بدست پيش ميدويد و در برابر صياد خرگوش خصمانه مىايستاد و مىگفت : - از پناهنده‌ى من دست بردار در اينجا من بدنبال حاجتى كه داشتم قندهار را ترك گفتم . در غيبت من گروهى از تجار عراق با عبد اللَّه اشتر خلوت كردند و