أبي الفرج الأصفهاني ( مترجم : جواد فاضل )

32

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي )

( 1 ) حسن گفت : - پر من دشوار است كه با تو صحبت كنم . من با تو هرگز سخن نخواهم گفت . جعفر بن سليمان احساس كرد كه بايد فرمان ابو جعفر را به جريان بيندازد . جلاد خواست و گفت : - حسن را چهارصد تازيانه بزنيد . و بعد به زندانش فرستاد . حسن بن معاويه در زندان مدينه ماند تا ابو جعفر منصور به هلاكت رسيد و مهدى بر تخت خلافت نشست و از قيد زندان خلاصش كرد . عيسى بن عبد اللَّه مىگويد : - وقتى كه جعفر بن سليمان حسن بن معاويه را زير تازيانه خوابانيده بود اروى مىپرسيد تا كنون كجا بودى . او از ابراز اين راز مضايقه مىكرد . جعفر گفت : - چنين و چنان باشم اگر از تو دست بردارم إلا آن كه بگويى كجا بودى ؟ حسن بن معاويه بناچار گفت : - در خانه غسان بن معاويه پنهان بودم .