أبي الفرج الأصفهاني ( مترجم : جواد فاضل )
55
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي )
( 1 ) حسن بن على ميگويد : - در اين هنگام « ابن بناح » از در مسجد در آمد و اجازت خواست كه براى نماز صبح اذان بگويد . اذان بپايان رسيد و ابن بناح از مسجد بدر شد و من هم مسجد را بدنبال او ترك گفتم . اينجا بود كه دو تن بر پدرم حمله بردند . ضربت شمشير يكى از اين دو مرد بر طاق محراب خورد و ضربت آن ديگر بر سر پدرم فرود آمد . اسود كندى و اجلح چنين روايت كردهاند : امير المؤمنين على ( ع ) در سن شصت و چهار سالگى به سال چهلم هجرت شب يكشنبه بيست و يكم ماه رمضان جهان را بدرود گفت و پسرش حسن و پسر عمش عبد اللَّه بن عباس مراسم غسلش را انجام دادند . پيكر مقدس او را در سه طاقه كفن پوشانيدند . حسن بن على بر وى نماز گذاشت و در نماز خود پنج تكبير گفت : دفن او در وقت نماز صبح صورت گرفت . پس از اين مراسم حسن بن على عبد الرحمن بن ملجم را احضار كرد و دستور داد گردنش را از دم شمشير بگذرانيد . ابن ملجم گفت : - ميتوانيد با من پيمانى ببنديد كه بدمشق سفر كنم و اگر هم مسلك من كه بنا بود معاويه را بقتل رساند از عهدهى كارش بر نيامده كار