أبي الفرج الأصفهاني ( مترجم : جواد فاضل )

14

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي )

( 1 ) همه آرام گرفتند اما چشمان تو همچنان اشك‌ريز است . چشمان تو همچون ابر بار دار سيل سرشك فرو مىافشاند . فى ليله وردت على همومها * طورا احن و تارة اتململ در شبى كه غصه‌هايش بر قلب من فرو ريخت گاهى مىناليدم و گاه ديگر به خود مىپيچيدم . و اعتادنى حزن فبت كاننى * بنبات نعش و السماك موكل آنچنان اندوهناك بودم كه گوئى * بر بستر نبات نفس خفته‌ام و در آن ارتفاع دهشت‌انگيز دستاويزى ندارم و كانما بين الجوانح و الحشا * مما تؤوبني شهاب مدخل گوئى در اندرون من تير سوزان شهاب نشسته است . و جد اعلى النفر لدين تتابعوا * يوما بموته اسند و لم ينقلوا از غم آن قوم كه بدنبال هم در پيكار موته بيك روز كنار هم فرو خفتند صلى الإله عليهم من فتيه * و سقى عظامهم الغمام المسبل