أبي الفرج الأصفهاني ( مترجم : جواد فاضل )
91
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي )
( 1 ) و بعد : به خدا قسم ياد مىكنم كه اميدوارم در ميان خلق از همه نسبت به خلق مهربانتر و مصلحتخواهتر باشم . هرگز نسبت به هيچ مسلمان سينهاى كينهتوز و فكر بدانديش ندارم . و هرگز دوست نميدارم كه آشوبى برپا شود و فتنهاى دامنه گيرد . بايد بدانيد كه اجتماع و اتفاق هميشه از نفاق و پراكندگى پسنديدهتر و بهتر است . هر چند آن اجتماع در مذاق شما ناگوار آيد و آن نفاق گواراتر مزه دهد . بايد بدانيد كه من خير شما را از مغزها و قلبهاى شما روشنتر تشخيص مىدهم بنابر اين از فرمان من سر ميپيچيد و دستور مرا به من باز نگردانيد . خداوند من و شما را بيامرزاد و بسوى رضاى خويش هدايتمان كناد . در اين هنگام مردم در انديشهاى تشويشناك فرو رفتند . نگاه سؤالكنندشان از چشمى به چشم ديگر پر مىكشيد . از يك ديگر مىپرسيدند : چه مىگويد ؟ چه هدفى دارد ؟ آيا اين سخنان مقدمهى صلح با معاويه نيست ؟ به خدا فكر مىكنيم كه او ميخواهد با معاويه كنار بيايد و زمام امر را بدست او بسپارد . و بعد گفتند :