مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
86
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
8 . ابن تيميه : از ابن تيميه نقل شده است كه او به گمراهى يزيد حكم داده است ، آنجا كه سخنى به اين معنا مىگويد : برخى از مردم يزيد را مردى صالح و امامى عادل مىدانند ؛ و اين قول برخى گمراهان است . . . « 1 » 9 . صاحب الميزان : صاحب شذرات الذهب گويد : دربارهء يزيد در الميزان آمده است : عدالت او مخدوش است و شايسته اينكه از او روايت شود نيست . « 2 » 10 . ابن حجر : شبراوى گويد : علامه ابن حجر در شرح همزيه گفته است : زشتكارى و بىتقوايى يزيد به اندازهاى است كه انجام چنين كارهاى زشتى از او زياد به حساب نمىآيد . « 3 » 11 . جوهرى : علّامهء محمودى نوشته كه جوهرى دربارهء يك ناصبى احمق سروده است : جوانى را ديدم كه بور و رنگ چشم او آبى بود ، بىمغز بود اما مال دنيا بسيار داشت از روى نادانى پيوسته يزيد ، پسر هند را ، بر پسر بتول برترى مىداد . « 4 » 12 . ابن حزم : در شذرات الذهب گويد : ابن حزم شكافهاى اسلام را چهار چيز بر شمرده است : قتل عثمان ، قتل حسين ( ع ) ، روز حرّه و قتل ابن زبير . « 5 » 13 . علّامهء امينى : اين گفتار را با سخن علّامه شيخ عبدالحسين امينى نجفى پايان مىبريم : . . . آرى آن بيعت شوم بدون هيچ شايستگى و تجربهاى در يزيد ، به پايان رسيد ، و او توانست بر مسند خلافت تكيه زند ، در حالى كه لباس رسوايى بر تن كرده بود ، و نشانههاى ننگ در او ديده مىشد ، مانند همدمى شرابخواران ، همنشينى با فاسقان ،
--> ( 1 ) . حاشيه الرّد على المعتصّب العنيد ، ص 30 ؛ كتاب الفتاوى ، ابن تيميه ، ج 4 ، ص 481 . ( 2 ) . شذرات الذهب ، ج 1 ، ص 68 . ( 3 ) . الاتّحاف بحبّ الاشراف ، ص 68 . ( 4 ) . حاشيه الرّد على المعتصّب العنيد ، ص 12 . ( 5 ) . شذرات الذهب ، ج 1 ، ص 68 .